خانه > Uncategorized > سایه لاشخوران برروی خاک ایران: افزایش فعالیتهای غربیان در جداسازی خوزستان و دیگر سرزمینهای نفت خیز از ایران

سایه لاشخوران برروی خاک ایران: افزایش فعالیتهای غربیان در جداسازی خوزستان و دیگر سرزمینهای نفت خیز از ایران

نزدیک به ۳ ماه پیش درنوشته ای بنام «آخوند، غرب و صهیونیزم؛ اتحادیه مثلث شیطانی برای تجزیه ایران» از گروهی بنام  «انجمن دوستی اهوازیهای بریتانیا» به ریاست شخصی انگلیسی بنام «دنیل برت» نام بردم. این نوشته ادامه ی نوشته پیشین است، که درصدد شناساندن گروه نامبرده، گروههای وابسته و نقش مستقیم غربیان برای جداسازی سزمینهای نفت خیز ایرانی، بویژه خوزستان از ایران میباشد.

انگیزه اصلی این نوشته این است، که در یکماه و اندی گذشته گروهها و سازمانهایی با پسوند «الاحواز» به سرپرستی بیگانگان، به فعالیتهای ضد ایرانی خود شتاب ویژه ای بخشیده اند. این افزایش میتواند نشانگر دوچیز باشد: یا نزدیکتر شدن به جنگ بین ایران و نیروهای غربی، و یا آغاز تحریکات قومی دیگری برای منجرشدن به یک جنگ داخلی و دخالت مستقیم  در ایران برای پیاده ساختن «پروژه ایرانستان».

امیدوارم که هم میهنان با دستهای پنهان در پشت صحنه این تئاتر مرگبار پیش از دست دان ایرانمان آشنا شوند.

«دنیل برت» و سرزمین خیالی «الاحواز»، تحت اشغال ایرانیان!

در چندساله گذشته، هر زمانیکه نامی از گروههای تروریستی عرب تجزیه طلب یا هوادران آنان بمیان می آید، بگونه ای مستقیم یا غیرمستقیم بنام «دنیل برت» [۱] (همچنین:‌ دنیال برت و دانیال برت –   Daniel Brett) ، که یک انگلسیی میباشد، برمیخوریم. ولی این شخص کیست، با چه کسانی یا سازمانهایی همکاری دارد، از چه کسانی دستور میگیرد و انگیزه و هدف نهایی وی چیست؟

بیگمان نخستین کسی که  نام ‹دنیل برت›  را افشا و نقش او را در جریانات تحریکات اقلّیت عرب در ایران مطرح ساخت، ‹عبدالطیف عبادی’، روزنامه نگار و هم میهن عرب زبانمان بود. وی درباره برت مینویسد: «دانیل برت. مردی انگلیسی با سوابقی مرموز و ناشناخته. این شخص مسئول و راهنمای رسانه ای و مشاور تبلیغاتی گروه جبهه دموکراتیک احواز است. دربارهء این فرد هر چه بیشتر تحقیق کرده ام، کمتر به نتیجه ای رسیده ام. دانیل برت کیست؟ از چه کسی دستور می گیرد؟ به چه سازمانی وصل است؟ گزارش کارش را به چه مرکزی می دهد؟ هدفش از دشمنی با ایران و تقویت تجزیه طلب های ضد ایرانی چیست؟ دقیقا را نمی دانم.»[۲]

برت  از اعضای فعال اندیشگاه (اتاق فکر) «انجمن هِنری جَکسن» است، وشواهد گویا آنستکه او از سوی آنان هدایت شده، و آنانند که نیرو و مغز اصلی پشت برنامه جدا سازی سرزمینهای نفت خیز از ایران در زیر پوشش دفاع از حقوق ملت خیالی الاحواز فعالیت دارند.

دنیل برت خود را، روزنامه نگار، کارشناس و مشاور در امور نفت و انرژی، پتروشیمی، سیاست خارجی، بازار جهانی معرفی میکند.[۳]   ‹برت› در راًس «انجمن دوستی اهوازیهای بریتانیا» (BAFS) و «شبکه همبستگی احوازی عرب» (AASN) قرار دارد، که چگونگی روزگار اقلیت عرب در ایران را با موقیعت «فلسطین تحت اشغال اسرائیل» یکی دانسته و خود را حامی «خلق عرب و الاحواز تحت اشغآل و آزار ایرانیان» میخواند.[۴]

وی در سال ۱۳۸۷ در گفتگو با «مجله نیسان» که بزبان عربی در اینمورد میگوید: «ملت الاحواز [اهواز] باید به اندازه فلسطینی ها مورد توجه و پشتیبانی قرار بگیرند. در واقع من بر این باورم که توانای تاثیر گذاری بر زندگی احوازیان هستم . . . احوازی ها مانند دیگر ملت ها قادر به مقابله با ایرانی ها و نابود ساختن کاخ پوشالی آنها در سرزمین عربی احواز هستند . . . این انجمن به همراه ‹سازمان حقوق بشر احواز› فعالیت های گسترده ای در عرصه کشورهای اروپایی و دیگر کشورهای جهان به عمل آورد.»[۵]

برت که بجز عامل اصلی تحریکات قومی در استان خوزستان، یکی از تحریف کنندگان نام خلیج فارس نیز بشمار میرود. وی از هر فرصتی که بدست آورد، تلاش در اشاعه نام دروغین خلیج ع**ی کرده  و ایران را در منطقه خاورمیانه «حیوانی» لگام گسیخته میخواند.[۶]

«وین مدسون»، افسر پیشین «آژانس امنیت ملی ایالات متحده آمریکا» (NSA) و افسر ضد اطلاعات نیروی دریایی آمریکا (ONI)، در بخشی از افشاگریهای خود در ژانویه ۲۰۰۷ از «دنیل برت» بعنوان عضو سازمان جاسوسی بریتانیا، که در بمبگذاریهای استان خوزستان و ایجاد تنش، و دامن زدن به اختلافات و اغتشاشات قومی در ایران، که از سوی دولت بریتانیا با همکاری پنتاگون شرکت داشته است، نام میبرد.[۷] وی در این گزارش مدعی میشود که بمبگذآریهای استان خوزستان در سال ۲۰۰۵ که منجر به کشته شدن بسیاری از شهروندان بیگناه شد،  بدست نیروهای ویژه ارتش بریتانیا، سازمان جاسوسی بریتانیا با همکاری «جبهه دموکراتیک خلق عرب الاحواز» (AADPF) با مرکزیت در لندن و «سازمان مجاهدین خلق» (MKO) انجام گرفته بوده است.

برت تاکنون بارها از خود شایعات گوناگونی را ساخته و رواج داده است، که برخی بی خطر و نیز مضحکانه میباشند. از جمله ساخته های بی خطر وی، تعداد جمعیت عرب در ایران است. او مدعیست بین ۸ تا ۱۰ میلیون عرب در خوزستان زندگی میکنند که تا سال ۱۹۲۵، برای خود کشوری مستقل و هم مرز ایران داشته اند. براساس ادعای برت، این کشور یا سرزمین خیالی عربی به دو نام ‹الاحواز› و ‹عربستان› شناخته میشده است، که در سال ۱۳۲۵ توسط رضا شاه به اشغال در آمده و بخاک ایران افزوده میشود، که برای امرعربزدایی و تحریف در تاریخ، ایرانیان در سال ۱۹۳۶ نام سرزمین اشغالی را به خوزستان تغیر میدهند.[۸]  برت همچنین دروغهای مرگباری هم ساخته است، که منجر به کشته شدن عربها در اهواز و آغاز تحریکات قومی دراستان خوزستان شده است و برخی دیگر در حال شکل گیری ‍میباشند.

در ماه مارس ۲۰۰۵ ، ‹جک استراو› وزیر امورخارجه بریتانیا در دولت کارگری ‹تونی بلر’، با گروههای الاحوازی در لندن دیداری محرمانه داشت.[۹] یکماه پس از آن دیدار، «انجمن دوستی اهوازیهای بریتانیا»  ترجمه نامه ایی محرمانه که بامضای ‹محمدعلی ابطحی› بود را از طریق شبکه ماهواره تلویزیونی خود بنام «الاحواز» پخش نمود[۱۰]، که دولت ایران آن را جعلی خواند و بریتانیا را به آشوبگری و تحریکات قومی در ایران متهم ساخت.[۱۱] در آن نامه ادعا شده بود که دولت محمود احمدینژاد قصد دارد در طی ده سال جمعیت اعراب خوزستان را به ۱/۳ کاهش داده و با انتقال اعراب به استانهای آذربایجان، فارس و کردستان، و جایگزینی آنان با آذریها و فاسی زبانان، خوزستان را از نژاد ایرانی پر کند.[۱۲]  جمعی از جوانان اقلیت عرب در ایران  پس از شنیدن مظمون نامه جعلی از «شبکه ماهواره ایی الاحواز»[۱۳]،   دراهواز به خیابانها ریختند که پس از آتش زدن بانکها و ساختمانهای دولتی و ماشینهای مردم زده و در درگیری با نیروهای انتظامی ۴ کشته و ۴۰۰ نفر دستگیر بجای گذاشتند.[۱۴]

بعدها افشا گشت که نامه ابطحی را دنیل برت جعل کرده است، که موجب تحریکات قومی و خونریزی در اهواز شود. برت شاهکار ضد انسانی خود را «انتفاضه ملت الاحواز» میخواند[۱۵]، بعبارتی دیگر «بپاخاستن ملت الاحواز علیه اشغال سرزمینشان توسط ایرانیان!»

از آنزمان تا بامروز، برت ادعای خود را مبنی بر «مهاجرت اجباری» اعراب از خوزستان (بگفته وی از کشور اشغالی الاحواز)، بارها و بارها تکرار کرده و هرسال آنرا خبری تازه اعلام میکند. که این ادعا هر چند ماهی در مقاله های گوناگونی بچاپ رسانده، که رسانه های غربی آنرا تکرار میکنند.[۱۶، ۱۷، ۱۸]   بیگمان هدف تکرار این دروغ از سوی برت و گروههای زیر نفوذش: ۱. دامن زدن به تحریکات قومی جدیدی در کشورست، زیرا که یکبار نتیجه آنرا دیده اند – و ۲. جلب توجه سیاستمداران اروپایی مدعی دفاع از حقوق بشر و پشتیبانی کشورهای مطبوعشان میباشد.

برت برای متحد ساختن همه ی تجزیه طلبان عرب، آذری، کرد و بلوچ، برعلیه ایران، شیوه های گوناگونی را بکار میبرد، از جمله خواهان برقراری سامانه «فدرالیسم» در ایران[۱۹]. وی بمنظور رسیدن بهدف خود، در سال ۲۰۰۵ «کنگره ملیتها برای ایران فدرال» (CNFI)، را پایه گذاری نمود. این کنگره درروز گشایش، که همه ی سخنرانان خود را نمایندگان «ملتهای» عرب، کُرد، آذری، بلوچ و ترکمن تهت ستم ایرانیان یا فارس-زبانان معرفی و  خواهان پایه گذاری سامانه فدرالیسم در ایران شدند، که  بدون استثنأمانند خود برت، از بیگانگان تشکیل شده بود.

البته هدف فدرالیسم برت که سرانجامش  تجزیه میباشد، آشکارست، ولی یکی از سندهای افشا شده توسط ‹ویکی لیکس› در سپتامبر ۲۰۱۱ گویای بهتر این حقیقت است. مدرک فاش شده، به دیدار و گفتگویی بین ‹خلیل دلاوی› (با نام مستعار: عبدالخالق  دلاوی) و سفارت آمریکا در کویت در سال ۲۰۰۵ اشاره میکند، که نماینده سفارت آمریکا گزارش میدهد: «با کمی فشآر متوجه شدم که مسئله آنان حقوق بشر نیست.» وی ادامه میدهد: «پس از کمی فشار به ‹دلاوی’، او سرانجام اعتراف کرد، که همه این گروه در یک هدف مشترکند و خواهان فدرالیسمی هستند که منجر به جدایی از ایران شود، زیرا که به ادعای او ۹۹ درصد جمعیت الاحواز [استانهای نامبرده شده در بالا، عرب و خواهان جدایی از ایران میباشند.»[۲۰]

برت در سال ۲۰۰۶، برای مطرح‌ ساختن «سزمین الاحواز تحت اشغال ایرانیان» در سازمان ملل متحد بازیرکی ویژه ایی، نخست اذهان و پشتیبانی سیاستمدران دست دوم انگلیسی ر که نه تنها هیچ سررشته یا آگاهی از مسائل جهانی ندارند  را آغاز کرد.[۲۱] در آن نشتس پارلمان وی موفق در گردآوری ۴۹ امضای از نمایندگان مجلس عوام بریتانیا شد، که با دریافت آن، اعتباری برای هدف پلید خود فراهم ساخت.

‹باب راسل›* از حزب لیبرال دموکرات و ‹مارک دورکَن› نماینده ایرلند شمالی که بتازگی به کمپین دنیل برت پیوسته اند، در نشست ماه ژوئن ۲۰۱۲ مجلس عوام موفق به جلب نمایندگان، که از سیاستمداران قانونگذاربریتانیا میباشند، گشتند.[۲۲]  این برای برت یک پیروزی بزرگی بود، زیرا با پشتیبنانی آنان و بدون دخالت دادن مستقیم دولت بریتانیا، سرانجام موفق شد دروغ خود را پارلمان اروپا مطرح سازد.  وی پس ازمطرح سازی با یاری از مدارکی که خود آنان را جعل ساخته بود، موفق به جلب نمایندگان پارلمان اروپا و دریافت پشتیبانی آنان برای اهداف خویش گردید.[۲۳] نتیجه آن دیدار آن شد که امروز نمایندگان پارلمان اروپا، بدین باورند که اکثریت ساکنان استانهای جنوبی ایران ‹عرب› بوده، که بیش از ۸۰ و اندی سال در زیر زور و ستم «ایرانیان اشغالگر» بسر میبرند.[۲۴] برت همچنین از سخنان شیرین عبادی در دفاع از تظاهرات مسالمت آمیز تعدادی از هم میهنان درشهر اهواز و سرکوبی آنان از سوی رژیم که به سازمان ملل شکایت کرده بود[۲۵]، را بنفع خود سواستفاده کرده و بدروغ اعلام نمود، که شیرین عبادی با آنان همراه و حامی و پشتیبان «ملت [خیالی] الاحواز» است.[۲۶]

«انجمن دوستی اهوازیهای بریتانیا«

‹عبدالطیف عبادی’، روزنامه نگار عرب زبان ایرانی از ماهیت و دسیسه های این گروهکهای تروریستی تجزیه طلب که با پشتیبانی از سوی غربیان فعالیت دارند در نوشته ای تحت عنوان «دام جدیدی که تجزیه طلب ها برایمان گسترده اند»  واشکافی کرده و مینویسد: «یکی دیگر از شیوه های تبلیغاتی . . .  ساختن زیرمجموعه ها و سازمانها و تشکیلاتی جعلی و دروغین در عالم اینترنت است که از آنجمله می توان به مرکز حقوق بشر احواز، حزب همبستگی دموکراتیک اهواز، سازمان رهایی بخش خلق عربستان، جنبش الاحواز، انجمن دوستی و ملت عرب احواز، کانون دوستی بریتانیا و عرب های احواز ، جنبش مردمی و قومی خلق عرب احواز ، مرکز مطالعات احواز ، جنبش آزادیبخش ملی احواز و چندین گروه جعلی و قلابی دیگر اشاره کرد. ( تمام اسامی با تاکید بر بکار بردن اسم ساختگی احواز بجای اهواز و در اشاره به کشور خیالی الاحواز هستند که شامل استان خوزستان و حتی بوشهر و هرمزگان می شود).«[۲۷]

یکی از آن گروهک هایی که عبادی در نوشته اش نام میبرد، همان «انجمن دوستی اهوازیهای بریتانیا» (BAFS)، برهبری دنیل برت است.

این انجمن یا جمعیت، از دسامبر سال ۲۰۰۴ مسئول راهنمای رسانه ای و مشاور تبلیغاتی و پشتیبانی از گروه های تجزیه طلب با مرکزیت در لندن، که با پشتیبانی فکری بیگانگان و مالی کشورهای عربی خلیج فارس بویژه کویت بکار خود همچنان ادامه داده است؛ – این گروههای تجزیه طلب درصدد تشکیل کشور خیالی عربی بنام «الاحواز» میباشند[۲۸]، که استانهای خوزستان، بوشهر، هرمزگان و بخشی از لرستان و عیلام را در برمیگیرد.

«انجمن دوستی اهوازیهای بریتانیا«، در دسامبر۲۰۰۴،[۲۹] چند ماه پیش‌ از پخش نامه جعلی ربط داده شده به محمد علی ابطحی و آغاز تحریکات قومی در اهواز و بمب گذاریها در استان خوزستان  آغاز بکار کرد.[۳۰] هدف از راه اندازی این انجمن، تحریکات قومی در ایران و  جلب پشتیبانی کشورهای غربی در مورد وضعیت ‹ملت خیالی احواز مورد ستم فارسها› بود.

این انجمن پس از بنیانگذاری، موفق به راه اندازی «شبکه ماهواره ای الاحواز«، بنیانگذاری دهها سازمان و تشکیلات سازمانی زیر پوشش انجمن، برگزاری گردهماییها، سخنرانیها، گفتگو با رسانه های و تارنماهای غربی و عربی، پخش گزارشها و نگاشته های گوناگون، راه اندازی دهها تارنما، صدور صدها بیانیه در مقاطع گوناگون زمانی همگام با تحولات سیاسی و اقتصادی روز، دیدار با سیاستمدارن غربی و عربی، و همچنین سران سازمان مجاهدین خلق[۳۱]، در راستای تحریکات قومی در ایران بوده است. منبع مالی این تشکیلات سازمانی که برای اداره اشان به میلیونها دلار در سال نیازمندند،  همچنان پنهان و محرمانه باقی مانده است.

مدارک افشا شده توسط ‹ویکی لیکس’، نشانگر آزادی این گروههای جدایی خواه در ملاقات با مقامات بلندپایه دولت های غربی با هدف تجزیه ایران است، که بگونه ایی با دنیل برت در ارتباط میباشند. از این دیدارها میتوان به دیدار ‹منصور سیلاوی› سرکرده حزب ‹تضامن الدیمقراطی› با ‹جک استراو› (در گرما گرم  بمب گذاری های  سال ۱۳۸۴ در خوزستان) و نیز ‹رضا وشاحی› (از هموندان گروه دنیل برت) با وزیر امور خارجه و رئیس پژوهشگران دفتر مطالعاتی و سیاست گذاری بخش خاورمیانه وزارت امور خارجه بریتانیا اشاره نمود. ‹منصور سیلاوی اهوازی› مسئول پیشین امور مالی ‹انجمن دوستی اهوازیهای بریتانیا’، سه سال پیش ‌از مرگش در دیدار با سرکنسول آمریکا در دبی، دیدار این گروهکها را با جک استراو را تائید میکند.[۳۲]

در سند افشا شده توسط ‹ویکی لیکس› در سپتامبر  ۲۰۱۱ که در پیش به آن اشآره شد، از یکسری دیدار و گفتگوهایی بین ‹خلیل دلاوی› (با نام مستعار: عبدالخالق  دلاوی) و سفارت آمریکا در کویت در سال ۲۰۰۵ از فعالیتهای گروه های تجزیه طلب عرب در ایران تحت رهبری بیگانگان پرده برمیدارد. دلاوی،  نام برخی از گروههای فعال عرب در ایران را، با یک هدف مشترک که تجزیه ایران است، نام میبرد، از جمله گروه دنیل برت.[۳۳] نماینده سفارت آمریکا از زبان ‹دلاوی› در گزارش محرمانه خود در اینمورد مینویسد: ««انجمن دوستی اهوازیهای بریتانیا» یک سازمان با مرکزیت در لندن به فرنشینی دنیل برت است. او میگوید که این سازمان بوسیله دولت بریتانیا تشکیل شده تا بتواند با اپوزیسیون و گروهای [تجزیه طلب] احوازی در رابطه باشد.»[۳۴] بر اساس این سند فاش شده، سفیر آمریکا ‹ریچارد له-بارون'[۳۵]، آنرا بیدرنگ سری اعلام کرده، و رونوشت این گفتگو را به سفارت بریتانیا در کویت میفرستد.[۳۶]

در همان گفتگو، دلاوی  که بیگمان ‹منصور سیالوی› که مهره ی مورد اعتماد دنیل برت بود، انگیزه فعالیتهای این گروهها را دفاع از حقوق بشر اعلام میکند، که نماینده سفارت آمریکا، به وی شک کرده و با کمی فشار، دلاوی اقرار میکند که حقوق بشر یک بهانه است و آنان بدنبال تجزیه هستند.[۳۷]

در سند دیگری از ‹ویکی لیکس’، به دیدار «انجمن دوستی اهوازیهای بریتانیا» با مقامات آمریکایی در امارات (دبی) در آوریل ۲۰۰۶ و فعالیتهای بین الملی این گروه اشاره کامل میکند. یادداشت آن گفتگو پس از فرستادن رونوشت هایی به لندن و پاریس، توسط سرکنسول آمریکا ‹جیسون ال. دیویس»[۳۸] سرّی اعلام میگردد.[۳۹]

در این نشست منصور سیلاوی، به نمایندگی از سوی «انجمن دوستی اهوازیهای بریتانیا»، مدعی میشود که ایرانیان به منظور عربزدایی این بخش از ایران، سرگرم جابجایی و مهاجرت اعراب به نقاط گوناگون کشور هستند.[۴۰] بیگمان این ادعا پژواک شاهکار دنیل برت و ساخت نامه جعلی بود که موجب تحریکات قومی در خوزستان و کشته شدن ۴ عرب در خوزستان میتواند باشد، که قبلا به آن اشاره شد.

از این مدارک میتوان دریافت که «دولت آمریکا» هنوز در مسئله تحریکات قومی و خونریزی در خوزستان نقشی نداشته است و بیگمان پس از این دیدارها فعالیت و همکاری با گروههای تروریستی عرب و روسای بیگانه، که مرکزیتشان در لندن است، پس از پیوند با «انجمن هنری جکسُن» و پشتیبانان آمریکایی آن آغاز میشود.

نقش مهم اندیشگاه هنری جکسن در جداسازی خوزستان

دنیل برت در باره همکاری «انجمن هنری جکسُن»، برای جا انداختن ملت خیالی بنام الاحوازمی گوید: «در راستای تلاش های بی وقفه این انجمن و شرح مسئله الحواز موفق به پشتیبانی کمیته ی هنری جکسن شدیم.»[۴۱]

اندیشگاه (اتاق فکر) «انجمن هنری جکسن» (Henry Jackson Society)، با مرکزیت در لندن و تشکیل میزگرد در مجلس عوام انگلستان فعالیت دارد. این جمعیت Think Thank، خود را «مدافعان حقوق بشر و دموکراسی جهانی» میخوانند، ولی در حقیقت یک گروهی ‹آتلانتیستی› (همکاری بی شرط‌ و قید بین آمریکا و اروپای غربی) و از پشتیبانان صهیونیزم جهانی میباشند.

اعضای این دسته ‹نو-محافظه کار› و جنگ طلب، و معتقد به  دخالت مستقیم  در امور بین المللی، بویژه در خاورمیانه و اشغال کشورها تحت نام «صلح و اهداف ژئوپولیتیک» میباشند.[۴۲] آنان براین باورند که این دخالتها، با گسترده ترو نیرومندتر ساختن پیمان نظامی ناتو[۴۳] و نیز مستحکم ساختن روابط بین دو ایالات متحده و اروپای غربی بویژه بریتانیا ممکن میشود. این جمعیت رویایی  تشکیل یک حکومت جهانی در زیر کنترل غرب اند و بعبارتی دیگر دولتهای «انگلو ساکسونها» را در سر میپرورانند.[۴۴] از رؤسای نامی این انجمن ‹سر ریچار دییرلاو'[۴۵]، رئیس پیشین سازمان اینلیجنت سرویس بریتانیا (SIS که به آن MI6 هم گفته میشود) را میتوان نام برد.

کمیته این اندیشگاه که خود را «پشتیبانان» میخوانند، مسئول خط مشی سیاسی و فکری اندیشگاه را تعیین میکنند و متشکل از سیاستمداران بریتانیایی و «جنگ خواهان» امریکایی است. برخی از آنان از طراحان جنگ و اشغال افغانستان و عراق توسط آمریکا بوده اند، از جمله: ریچارد پرل[۴۶] و ویلیام کریستول[۴۷]، طراحان ‌پروژه «سده ی آمریکایی نو»[۴۸]،  جیمز وولی[۴۹] رئیس پیشین سازمان سیا[۵۰]، «جاشوا موراوچیک»، کسی که خواهان بمباران ایران است[۵۱]، مایکل شروف[۵۲] وزیر امنیت داخلی ایالات متحده آمریکا و ژنرال «جک شی-هَن»، فرمانده کل پیشین نیروهای ناتو.[۵۳] همه ی نامبردگان از اعضآی اصلی «کمسیون سه جانبه»[۵۴]  نیز میباشند.

ریاست ‹انجمن هنری جکسن› را یک ‹آتلانتیست› و ‹اروپا-محور› (پان-اروپایی) بنام دکتر ‹الن مندوزا› بعهده دارد، که در سال ۲۰۰۶ برای نخستیبار مسئله «ملت [خیالی] الاحواز» را در مجلس عوام بریتانیا (یکسال پس از گفتگوی برت با مجله نیسان در اینمورد) مطرح ساخت و تاکنون  بارها مهمان و سخنگوی ‹پرس تی وی› (Press TV – تلویزیون انگلیسی زبان وابسته به نظام جمهوری اسلامی در لندن) بوده است.

مندوزا همچنین مشاور عالی امنیتی بین الاحزاب مجلس عوام  بریتانیا، عضو سازمان امنیت داخلی بریتانیا و مدیرعامل یک شرکت امنیتی و مرموز بنام «استراتژی جهانی» میباشد.[۵۵]

همچنین، رئیس امور ارتباطات هنری جکسن شخصی بنام ‹مایکل وایس»[۵۶] است. وی ریاست گروه فشار «تنها خبرنگاری» (Just Jornalism)، از مدافعان اسرائیل در مطبوعات و رسانه های بریتانیا بود را بعهده داشت[۵۷]، که در شهریورماه ۱۳۸۷ (سپتامبر ۲۰۱۱) بخاطر مسائل فاش نشده، زیر پوشش مشکلات مالی بسته شد.

یوسف عزیز بنی طُرف و کریم عبدی

«شبکه همبستگی احوازی عرب«

همه ی این گروهها، سازمانها و احزاب نامبرده شده در بالا، بگونه ایی مستقیم یا غیرمستقیم با «شبکه همبستگی احوازی عرب» (AASN) مرتبط میباشند، که دوباره موجب شگفتی نیست که ‹دنیل برت› ریاست آنرا بعهده دارد.[۵۸] ریاست برت بر این شبکه در سپتامبر سال ۲۰۱۱، پس از گفتگوی وی با «تارنمای همجنسبازان خاورمیانه» فاش گشت، که در آن گفتگو خود را رئیس این شبکه اعلام نمود.[۵۹]

اعضای اصلی و سخنگویان این شبکه و شآخه های سازمانیش، بجز ‹دنیل برت› که بیگانه است، و تعدای انگشت شماری  عرب-ایرانی، از جمله ‹یوسف عزیزی بنی طُرف› و ‹کریم عبدی› که نیمه عرب-ایرنی-آمریکائیست، مابقی «عراقی» میباشند، که خود را «عرب-ایرانی» معرفی میکنند.‌ این عده عراقی های ایرانی-نما، بازمانده ی گروههای تروریستی عرب میباشند، که توسط ‹صدام حسین› و حزب بعث عراق در سالهای جنگ با ایران ساخته شده بودند.

‹یوسف عزیزی بنی طُرف’، که امروز ادعای رهبری «خلق عرب» را دارد، در دهه ۵۰ خورشیدی پیش از آنکه مبدل به یک پان-عربیست صد آتشه شود، یک کمونیست و از هواداران سلطه جهانی اتحاد جماهیر شوروی بود. وی امروز رئیس «مرکز مبارزه با نژادپرستی و تبعیض علیه اعراب در ایران»[۶۰] با مرکزیت در لندن است و با  «کنگره ملیتها برای ایران فدرال» (CNFI) و همچنین «سازمان حقوق بشر احواز«[۶۱]، که یکی دیگر از گروههای تجزیه طلب است، همکاری نزدیک دارد.

اداره «سازمان حقوق بشر احواز» از سوی آمریکائیان برعهده ‹کریم عبدی› است، که از کارمندان وزارت دفاع آمریکا در پنتاگون، در بخش «دفتر امور شمالی خلیج [فارس]» (بخشی از مدیریت برنامه و خط مشی خاور نزدیک و جنوب آسیا – (NESA) میباشد.[۶۲، ۶۳، ۶۴]

عبدیان همچنین ریاست گروه دیگری بنام «بنیاد آموزش و حقوق بشر احواز»[۶۵]، را بعهده دارد که در زیرپوشش «پژوهش و آموزش»، مسئولیت تحریف در تاریخ ایران و تاریخسازی در باره کشور «خیالی و تاریخی الاحواز» را بعهده دارد.

از جمله تحریفهای عبدی، جمعیت عرب در ایرانست، که وی این جمعیت را با فارسها برابر میداند، ولی به سبکی شگفت آور تعدادشان همواره بین ۱۳میلیون  تا ۵ میلیون در حال نوسان است.

عبدی  در یکی از «گردهمایی حقوق بشر سازمان ملل» در ژنو در سال ۲۰۱۰، رو به حضار شرکت کننده اعلام میکند: «ساختار جمعیتی ایران را ترکها، عربها، فارسها، کردها، بلوچها و ترکمنها تشکیل میدهند، که از نظر درصدی هیچکدام بردیگری برتری ندارد«[۶۶].  بنابر این ادعا، ۱/۶ جمعیت ۷۸ میلیونی ایران عرب هستند، بعبارتی دیگر در ایران ۱۳ میلیون عرب در ایران سکنی دارند.

عبدی که سه دقیقه پیش جمعیت عرب در ایران را ۱۳ میلیون اعلام کرد بود، ناگهان به ۵ میلیون تغیر داده و با تاکید ویژه ایی بر «بومی» بودن اعراب در ایران، ادامه میدهد: «پنج میلیون اهوازی عرب بومی در جنوب-غربی ایران، در استان خوزستان، یا نام بومی آن که الاحواز یا عربستان است زندگی میکنند. اهوازیها ساختار بومی، قومی، ملی و زبانی اقلیتی در ایران هستند. از دید تاریخی، مردم جامعه بومی عرب، همواره در حاشیه، جدا حساب شده و مورد تبعیض دولتهای برسرکار در ایران بوده اند.»[۶۶] عبدی در مارس ۲۰۱۲، دوباره تغیر عقیده داده و اینبار جمعیت عرب در ایران را به ۸ میلیون میرساند.[۶۷]

برخی گمان میدهند، که ادعای اینکه «الحواز» نام عربی-باستان استان خوزستان بوده است، از ساخته ها و پرداخته های عبدی میباشد.

اعراب ایرانی

تاریخچه عرب در ایران بسیار روشن و مدارک کافی تاریخی و نیز باستانشناسی در دست است، که همه گویای آن میباشند که  اکثریت عربهای ایرانی «مهاجر» میباشند تا «بومی».[۶۸] پافشار و تاکید بر «بومی» بودن اعراب در ایران از سوی عبدی، بیگمان بخشی از آن تحریف است.

موج مهاجرت اعراب به ایران را میتوان به سه بخش تقسیم کرد:

۱. موج یکم مهاجرت عرب به ایران: این موج پس از یورش مسلمانان به ایران و فروپاشی شاهنشاهی ساسانی، بویژه در زمان معاویه  در سده هفتم میلادی انجام پذیرفت. آن مهاجران عرب که بیشترینشان در خراسان و ماورالنهر اسکان یافتند، در درازای تاریخ در آمیزش با ایرانیان، در جامعه ایرانی حل گشته و توانایی تمیزدادنشان امروز غیرممکن میباشد.[۶۹]

۲. موج دوم بزرگ مهاجرت عرب به ایران: این مهاجرت در زمان پادشاهی خاندان قاجار انجام گرفت، که عربها از عراق، بویژه ازنواحی بصره و ناصریه به ایران مهاجرت کرده اند.[۷۰] اعراب امروزی در ایران، از فرزندان آن مهاجران میباشند، که خود را بنادرستی «بومی» میخوانند.

امروز شمارش دقیق این عده مهاجر در ایران روشن نیست. کنگره آمریکا[۷۱]  که سرچشمه اطلاعاتش سازمان سیا[۷۲] میباشد، جمعیت آنان را ۲٪ تخمین زده است. این سرشماری یا  دربرگیرنده مهاجرین موج سوم که معاودین نام دارند میباشد، یا زیاد اعلام کردنش از روی سواستفاده های سیاسی میباشد. این ادعاها با پیشینه ی دروغگویی و پخش گزارشهای نادرست از سوی آمریکائیان در چند دهه گذشته، قابل اعتماد نیست، بویژه آنکه تا بامروز هیچ سرشماری دقیقی از این مهاجران بعمل نیامده، که آمریکائیان براساس آن بدین محکمی چنین شماره ایی را اعلام میکنند.

در این بین پژوهشگران بیطرف و نامی مسائل ایران، برخی شمارش عرب ایرانی را ۵۰۰ هزار[۷۳]  تا  ۱.۲ میلیون[۷۴] برآورد کرده اند. دکتر توفیق در مقاله اتی بنام «عشآیردر ایران» منتشر در دانشنامه ایرانیکا، شمار ۱.۲ میلیون دانشنامه اسلام را گزاف خوانده است. او همچنین شمارش۲۰۰ هزار تن عرب را که از سوی «مرکز عشایر ایران» در سال ۱۳۶۰ اعلام شده بود را دور از حقیقت میداند.

بیگمان تعداد عربهای ایرانی میبایستی بین ۵۰۰ تا ۷۰۰ هزار تن باشند، که این شمارش دربرگیرنده مهاجرین موج سوم یعنی ‹معاودین› نمیباشد.

۳. موج سوم مهاجرت عرب به ایران: این مهاجرت در زمان جنگ ایران و عراق، در دهه ۸۰ میلادی انجام پذیرفت، که به این مهاجران»معاودین» نامی میگویند. «معاودین» ساختاری از چند صد هزار شیعه عراقی است که جمهوری اسلامی آنان را در استانهای غربی و جنوبغربی ایران بویژه خوزستان اسکان داده است. این مهاجران که شمارش دقیق آنان هرگز از سوی جمهوری اسلامی فاش نشده است، شمارشی بین ۳۵۰ هزار تا ۷۵۰ هزار[۷۵] برآورد شده است. بیگمان شمارش درست این عده نزدیک به ۵۰۰ هزار میباشد، که تا سال ۱۳۸۵ به  بیش از۴۰۰ هزارنفر ازآنان شناسنامه و پاسپورت ایرانی داده شده است.[۷۶] معاودین خود را ایرانی الاصل دانسته (معاودین = رانده شدگان) و خود را «بازگشتگان» میدانند، تا «مهاجران».

برخی از معاودین پُستهای بالا و حساس دولتی و نظامی جمهوری اسلامی را باشغال خود در آورده اند، از جمله محمود هاشمی شآهرودی (رئیس پیشین قوه قضائیه کشور)، محمدرضا نَقَدی (محمدرضا ثمانی = فرمانده مقاومت بسیج)، حمیدرضا آصفی (سخنگوی وزارت خارجه دولت محمد خاتمی) و علی اکبر صالحی، که وزیر امور خارجه کنونی دولت جمهوری اسلامی میباشد.

پیاده سازی طرح

همه ی فعالان این گروهها و سازمانهای تجزیه طلب عرب، تعدادشان از مرز ۵۰ نفر هم نمیگذرد، ولی با ساختن دهها تارنما و سازمانهای مجازی خود را لشکر عظیمی جلوه میدهند. این دسته با آنکه سیاهی لشکری بیش نیستند تاکنون از هرلشکر واقعی، کاری تر بوده اند.

در اینمورد بایستی به عبدالطیف عبادی اعتبارداد، زیرا وی نخستین کسی بود که به این فریب پی برد و پژوهشهای نگارنده هم به همان نتیجه رسید. عبادی مینویسد: «این گروه علیرغم اندک بودن تعداد اعضا و هوادارنش ، فعالیتهای گستردهء رسانه ای دارد و از چندین شبکهء رادیویی و تلویزیونی ماهواره ای ، وبسایت های مختلف و دیگر امکانات تبلیغاتی به زبانهای گوناگون در کشورهای مختلفی برخوردار است . یکی دیگر از شیوه های تبلیغاتی این گروه ساختن زیرمجموعه ها و سازمانها و تشکیلاتی جعلی و دروغین در عالم اینترنت است که از آنجمله می توان به مرکز حقوق بشر احواز ، حزب همبستگی دموکراتیک اهواز ، سازمان رهایی بخش خلق عربستان ، جنبش الاحواز ، انجمن دوستی و ملت عرب احواز ، کانون دوستی بریتانیا و عرب های احواز ، جنبش مردمی و قومی خلق عرب احواز ، مرکز مطالعات احواز ، جنبش آزادیبخش ملی احواز و چندین گروه جعلی و قلابی دیگر اشاره کرد.»[۷۷]

با برپاسازی تارنماها، سازمانها، احزاب گوناگون که همه تحت نظارت برت و چند نفر دیگر است، برای اعتبار دادن به شایعات و گزارشهای جعلی خود، یكدیگررا منبع گزارش خود قراد داده و پس ازانعکاس وسیع موفق به جلب اذهان عمومی، سیاستمدارن کشورهای غربی و مجامع بین المللی میشوند. بیگمان این سیاست و شیوه زیرکانه که بدست مغزهای پشت پرده برنامه ریزی شده است، را میتوان نخستین درجهان نام برده که با بکارگیری از  «جهان مجازی»، تا بامروز موفق به پیاده ساختن طرحهای خود گشته اند.

همه ی این تلاشها که برای زمینه سازی طرح تجزیه سرزمینهای نفتی از ایران هستند، میتوان با یک هدف مشترک و دو ساست جداگانه ولی همگام تقسیم نمود:

۱. جنگ روانی،  تفرقه افکنی و ایجاد شکاف بین ایرانیان و اقلیت عرب و تحریکات قومی برای زمینه سازی یک جنگ داخلی؛

۲. جلب نظر رسانه ها، سازمانهای بین المللی، و شخصیتهای سیاسی غربی برای مشروعیت دادن، تاریخسازی مبارزاتی برای ملت خیالی الاحوزی که تحت اشغال و ستم فارسها میباشند که زمینه سازی برای جدایی پس از وقوع جنگی با غربیان و اشغال ایران از سوی آنانست.

در مورد مسئله نخست و ایجاد اختلاف ما بین ایرانیان و اعراب ایرانی، آنان برای رسیدن به اهداف پلید خود دست به شگردهای نو و در عین حال شناخته شده ای زده اند. عبدالطیف عبادی در اینمورد مینویسد: «یکی از این شیوه ها ، ساختن گروه های مجازی و نژادپرستانهء «ضد عربی» و با شعارهای افراطی و ناسیونالیستی فارس و ابراز نفرت و انزجار از عرب ها به زبانهای فارسی ، انگلیسی و عربی در فیس بوک است . عوامل جبههء دموکراتیک احواز به موازات ساحتن گروه های مجازی نژادپرستانهء فارس گرا و ضد عربی در فیس بوک ، گروه های نژادپرستانهء دیگری را نیز دقیقاً به همین شکل و شمایل اما این بار به شکل گروه های نژادپرستانهء عربگرا و ضد فارس به راه انداخته اند . به این ترتیب این جماعت تلاش می کنند تا از یکسو با زدن نقاب نژادپرستان فارس و ابراز نفرت و انزجار و دشنام گویی و تحقیر مردمان عرب و بویژه دو میلیون تن از هموطنان عزیز و نجیب عرب ایرانی مان در خوزستان احساسات آنها را جریحه دار کنند و به خیال خودشان عربهای ایران را نسبت به ایرانی بودن و هموطن بودنشان با اقوام غیر عرب و از جمله مردمان بزرگوار و بافرهنگ فارس مایوس و دل چرکین کنند و زمینهء احساس بیگانگی کردنشان با ایران و ایرانیان را در آنها بوجود آورند ، و از سوی دیگر با ساختن گروه هایی مجازی و ضد فارس و نوشتن مطالبی تحریک آمیز بر علیه ایران و اقوام غیر عرب و بخصوص با دشنام گویی به فارس ها و میراث فرهنگی و تاریخی این قوم ، سایر اقوام غیر عرب ایرانی و از جمله فارس ها را نسبت به عربها بدبین و کینه توز و بیزار کنند.»[۷۸]

بیگمان فعالیت گسترده و مطرح ساختن ملت ساختگی الاحوازی از سوی دنیل برت و رؤسای او در پارلمان بریتانیا، اروپا و همچنین سازمانهای بین المللی بمنظور پیاده ساختن حرکت دوم میباشد.

این سیاست در پی ساختن یک ‹ تاریخچه مبارزاتی› و مشروعیت دادن به «ملت الاحواز که هرگز وجود نداشته است، و «مبارزات آنان  برای رهایی از اشغال و استبداد ایرانیان» است، که در آینده ایی نه چندان دور، درصورت یورش نظامی و یا بروز جنگ داخلی و اشغال ایران از سوی غربیان است که بتوانند در زیر پرچم اشاعه آزادی، دموکراسی و دفاع از حقوق اقلیت محروم عرب و نجاتشان از زور و ستم ایرانی، جامعه بین المللی، بویژه دولتهای غربی را قانع به استقلال شناساندن کشور «عربی الاحواز» کنند.

سخنی با هم میهنان!

«آنانی که از تاریخ درس نمیگرند، محکوم به تکرارش هستند!» (جورج سانتانا)

اکنون میدانیم که بیگانگان با استخدام انگشت شماری مزدور و تروریست عرب، که شوربختانه تعداد انگشت شماری از آنان  عرب-زبان ایرانی میباشند، تحت نام دفاع از حقوق بشر و خلق عرب، با دروغ و نیرنگ در تلاش برای تجزیه ایران هستند، که در حقیقت هدف نهایی کنترل «نفت و گاز» ایران است.‌ بنابرین، ما نبایستی هم میهنان عرب زبانمان را در این مسائل و جنایتها مقصر بدانیم، که آنان به اندازه دیگر هم میهنان در این مسئله بیگناه و نیز آشفته حال و نگران آینده میباشند. هم میهنان عربزبانمان به اندازه دیگر ایرانیان به ایران عشق میورزند، که همه ی ما شاهد جانبازیها و فداکاریهایشان در دفاع از آب و خاک ایران، در زمان جنگ با عراق بودیم.

باری، ما در تاریخ یکصد سال گذشته شاهد خطر تجزیه ایران بوده ایم، بویژه غائله خزئل بن جابر (معروف به شیخ خزعل) از دست نشانده های بریتانیا بود، که با کوشش، اراده و فداکاری تعدادی میهنپرست، بویژه رضاشاه سرزمینهای نیمه از دست رفته به مام وطن بازگردانده شدند. امروز بیگانگان بار دگر، با بکارگیری تجارب گذشته و سواستفاده از آشگفتی های سیاسی امروزه در خاورمیانه و ایران، و با فرصت طلبی درصدند، که برنامه تجزیه و نابودی ایران را سرانجام پیاده سازند.

با نگاهی به تاریخ کشورمان، متوجه میشویم هرزمانی که ایرانی درخشیده است، زمانی بوده که «خرد و همبستگی و اتحاد» در جامعه حاکم و هرزمانی که ما سقوط کرده ایم، آنزمانی بوده که «خرد و همبستگی و اتحاد» از جامعه ایرانی رخت بربسته  است.

همه ی گروهها، تشکیکات، سازمانها، دولتهای بیگانه و اشخاصی که از آنان نام برده شد، با همه ی نقشه ها، برنامه ها، پشتیبانی های مالی و فکری، سازماندهی های تشکیلاتی اشان و با همه زرق و برق و قدرنمایی اشان، بدون همکاری «مستقیم اقلیت خائن» و «غیرمستقیم اکثریت تک رو»  جامعه ایرانی (چه در درون و چه در برون کشور)، توانایی پیاده سازی و تجزیه ایران را نخواهند داشت!

ما امروز بدون هیچ شک و شبهه ایی در حساسترین و خطرناکترین بریده زمانی در تاریخ ۲۵۰۰ و اندی سال کشورمان قرار داریم، که هرگونه «لغزشی» یا «بی اعتنایی»، که از روی همان عادت بد و همیشگی «تک روی» است، موجب نابودی ایران خواهد شد.

مسئله اینست که سران جمهوری اسلامی، مستقیم یا غیرمستیقیم، خواسته و یا ناخواسته، ۳۳ سال است که همواره آب در آسیاب دشمن ریخته و «جاده صاف کُن های» غربیان، برای اجرای برنامه های پلید خود برضد ایرانی و ایرانی شده اند. نظام اسلامی و بیگانگان، رویهمرفته یک سرطانیست که سراسر وجود مادرمان ایران را به تسخیر خود در آورده است، و تنها راه نجات این مادر در حال مرگ، چشم پوشی از اختلافات و کینه های «کودکانه» امروزی و دیروزیست که بتوانیم با اتحاد و همبستگی آن را ریشه کن سازیم.

اگر سران جمهوری اسلامی ناخواسته به بیگانگان کمک کرده اند، امیدست تا دیر نشده، گامهایی برای دفع این مسئله بردارند، که این گامها تنها با برقراری «آزادی و دموکراسی» در کشور میتواند برداشته شود. باری، اگر جمهوری اسلامی، مانند ۳۳ سال گذشته، که همچنان هر گامی که برداشته، برخلاف مصالح کشور و ملت ایران بوده است، حل این مسئله مهم بردوش یکایک ما ایرانیان میباشد؛ – که با یکپارچگی و اتحاد بایستی نظام جمهوری اسلامی را از اریکه قدرت بزیر کشیده تا این خطر بزرگ را از کشورمان دور سازیم؛ – که البته نه از راه مبارزات مسلحانه، که سرانجامش خونریزی و جنگ داخلی و بسود بیگانگان تمام میشود، بلکه با سیاست، مبارازت منسجم و مردمی و نافرمانیهای مدنی و در زیر یک پرچم واحد بتوانیم پیروز شویم.

در این بین این وظیفه ملی یکایک ما ونیز سران اپوزیسیونها در خارج از کشورست، که تماس با نمایندگان مجلس بریتانیا و نیز پارلمان اروپا گرفته و آنانرا از نیرنگ و فریب گروهها و اشخاص نامبرده شده در بالا آگاه سازیم. باشد که با این حرکت، بتوانیم مشروعیتی که دشمنانمان با دروغ و فریب بدست آورده اند، از آنان گرفته و نقشه هایشان را نقش برآب سازیم.

بیگمان اگر مانند ۳۳ سال گذشته، ما ملت ایران مسائل مهم ملی را همچنان پشت گوش انداخته و با تکروی به این تفرقه افکنیها و جدائیها ندانسته دامن زنیم، آنزماننوشدارو و مرگ سهراب خواهد بود، و کشوری بنام «ایران» باقی نخواهد ماند، تا روزی آزاد و آبادش سازیم؛ که آنزمانست که یکایک ما در نابودی کشورمان سهیم و گنهکار خواهیم بود.

شاپور سورنپهلو

يكشنبه ۸ امرداد ۱۳۹۱

بازنویسی:  پنجشنبه ۲ شهریورماه ۱۳۹۱

لینک مربوطه – http://tinyurl.com/9ec8y5o

*. کمیسیون تحقیق مالی مجلس عوام بریتانیا، هم اکنون ‹سر باب راسل› را بخاطر دریافت «کمک هزینه نمایندگان»، که «احتمالاً» نمیبایستی تقاضا میداده را مورد بازخواست قرار داده است. [ پیوند ]

 

پانوشته ها:

 


۱. فرتور دنیل برت: http://www.freelancedirectory.org/photos/1733photo1.jpg

۲. عبدالطیف عبادی، «دام جدیدی که تجزیه طلب ها برایمان گسترده اند»، http://www.aebadi.com/archives/5066  این تاربرگ از کار افتاده است، ولی رونوشت همین نوشته را میتوان با رجوع به این پیوند خواند:  http://sedaghatnews.ir/Pages/Printable-News-9120.html

۳. http://www.danielbrett.com/

۴. Daniel Brett Profile, Gyardian Unlimited, http://commentisfree.guardian.co.uk/daniel_brett/profile.html

۵. http://nesanmag.maktoobblog.com/

۶. The Strait’s strategic significance, p.3., Al Arabiya news channel 16 September 2008 – http://www.alarabiya.net/save_pdf.php?cont_id=56715

۷. Wayne Madsen Report (WMR)، «SPECIAL REPORT – British intelligence and anti-Iran terrorists (REPOST)», 29 Mar 2007, http://www.waynemadsenreport.com/ – رونوشت همان گزارش را میتوان در اینجا خواند: http://newsgroups.derkeiler.com/Archive/Soc/soc.culture.iranian/2007-03/msg03973.html

۸. http://www.europalevante.eu/wp-content/uploads/2012/06/Minoranza-Al-Ahwaz.pdf

۹. Zoltan Grossman, «Khuzestan: The First Front In The War On Iran?», ZCommunications. November 2005. http://www.zcommunications.org/khuzestan-the-first-front-in-the-war-on-iran-by-zoltan-grossman

۱۰. http://www.europalevante.eu/wp-content/uploads/2012/06/Minoranza-Al-Ahwaz.pdf

۱۱. Zoltan Grossman, «Khuzestan: The First Front In The War On Iran?», ZCommunications. November 2005. http://www.zcommunications.org/khuzestan-the-first-front-in-the-war-on-iran-by-zoltan-grossman

۱۲. http://www.europalevante.eu/wp-content/uploads/2012/06/Minoranza-Al-Ahwaz.pdf

۱۳. Mystery! Iran riots linked to shiny new British website, «Daily Kos», 21 April 2005. http://www.dailykos.com/story/2005/04/21/108362/-Mystery-Iran-riots-linked-to-shiny-new-British-website

۱۴. Zoltan Grossman, «Khuzestan: The First Front In The War On Iran?», ZCommunications. November 2005. http://www.zcommunications.org/khuzestan-the-first-front-in-the-war-on-iran-by-zoltan-grossman

۱۵. Dan [Daniel] Brett, «Iran uses intimidation to deter Arab protests», London Progressive Journal. 24 May 2012. http://londonprogressivejournal.com/article/view/1137/iran-uses-intimidation-to-deter-arab-protests

۱۶. Ahwazi: Tales of Force Displacement, مصاحبه با دانیل برت، http://www.unpo.org/article/7273

۱۷. «Ahwazi: Tales of Forced Displacement», The Unrepresented Nations and Peoples Organization (UNPO), October 24, 2007 – http://www.unpo.org/article/7273

۱۸. Daniwl Brett, «Democracy, Ethnicity and Repression in Iran: The Plight of the Ahwazi Arabs», Henry Jackson Society, 27th November 2005 – http://web.archive.org/web/20060101060213/http://www-hjs.pet.cam.ac.uk/sections/middleeast/document.2005-11-27.8841263680

۱۹. دانیل برت، «فدرالیسم: تنها راه حل اقلیت‌های ایران»، – http://www.gozaar.org/persian/articles-fa/3822.html

۲۰. Kuwait Based Arab-iranian Activist Describes Ahwazi Opposition Groups, dated Wed, 30 Aug 2006. http://wikileaks.org/cable/2006/08/06KUWAIT3535.html

۲۱. AASN Spearheads Parliamentary Campaign, 29/05/2012. http://www.ahwazsolidarity.org/1/post/2012/05/aasn-spearheads-parliamentary-campaign.html

۲۲. PERSECUTION OF AHWAZI ARABS IN IRAN, Early day motion 184, House of Commons, June 06, 2012. http://www.parliament.uk/edm/2012-13/184

۲۳. MOTION FOR A RESOLUTION, European Parliament, Junw 12, 2012. http://www.europarl.europa.eu/sides/getDoc.do?&reference=B7-2012-0311&format=XML&language=EN

۲۴. Iran’s execution campaign against Ahwazi Arabs, CNN, July 22, 2012. http://ireport.cnn.com/docs/DOC-818552 همچنین: http://www.europalevante.eu/wp-content/uploads/2012/06/Minoranza-Al-Ahwaz.pdf

۲۵. «شيرين عبادی خواهان پی‌گيری سازمان ملل در مورد رويدادهای خوزستان شد»، رادیو زمانه،  ۲۹ فروردینماه ۱۳۹۰: http://radiozamaneh2.vps.redbee.nl/news/iran/2011/04/18/3332

۲۶. Nobel Prize Winner joins condemnation of Ahwazi executions. BASF, July 06, 2012. http://www.ahwaziarabs.info/2012/07/nobel-prize-winner-joins-condemnation.html

۲۷. عبدالطیف عبادی، «دام جدیدی که تجزیه طلب ها. . .

۲۸.  همان

۲۹. Ahwazi: The British Ahwazi Friendship Society (BAFS) Celebrates Anniversary, March 28, 2006. http://www.unpo.org/article/4115

۳۰. http://www.europalevante.eu/wp-content/uploads/2012/06/Minoranza-Al-Ahwaz.pdf

۳۱. شاپور سورنپهلو، «دیدار رئیس انگلیسی گروه تروریستی الاحواز با مجاهدین خلق»، جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۹۱ – http://www.suren-pahlav.com/pe/index.php?option=com_content&view=article&id=35:08062012&catid=1

۳۲. http://www.cablegatesearch.net/cable.php?id=06DUBAI1904

۳۳. Kuwait Based Arab-iranian Activist Describes Ahwazi Opposition Groups, dated Wed, 30 Aug 2006. http://wikileaks.org/cable/2006/08/06KUWAIT3535.html

۳۴. The British Ahwaz Friendship Society (www.ahwaz.org.uk): A London-based organization led by Daniel Brett. Delavi believed this organization was created by the British government in order to maintain close ties with Ahwazi opposition groups. – http://wikileaks.org/cable/2006/08/06KUWAIT3535.html

۳۵. http://www.state.gov/r/pa/ei/biog/177240.htm

۳۶. Kuwait Based Arab-iranian Activist Describes Ahwazi Opposition Groups, dated Wed, 30 Aug 2006. http://wikileaks.org/cable/2006/08/06KUWAIT3535.html – Classified By: Ambassador Richard LeBaron for reasons 1.4 (b) and (d)

۳۷. Kuwait Based Arab-iranian Activist Describes Ahwazi Opposition Groups, dated Wed, 30 Aug 2006. http://wikileaks.org/cable/2006/08/06KUWAIT3535.html

۳۸. http://www.hoover.org/fellows/9996

۳۹. Situation In Iran’s Khuzestan And Requests For Support, dated Tue, 4 Apr 2006. http://wikileaks.org/cable/2006/04/06DUBAI1904.html

۴۰. Kuwait Based Arab-iranian Activist Describes Ahwazi Opposition Groups, dated Wed, 30 Aug 2006. http://wikileaks.org/cable/2006/08/06KUWAIT3535.html

۴۱. http://nesanmag.maktoobblog.com

۴۲. Brit Dee, «Latest Neocon Terror Propaganda: Electromagnetic Pulse «E-Bombs», http://www.resistradio.com/news/latest-neocon-terror-propaganda-electromagnetic-pulse-e-bombs

۴۳.http://web.archive.org/web/20060430054251/zope06.v.servelocity.net/hjs/principles_html

۴۴. Tony Cartalucci, «SYRIA: The West Undermines UN Monitors. Paves the Way for NATO Intervention», http://globalresearch.ca/index.php?context=va&aid=31066

۴۵. Sir Richard Dearlove

۴۶. Richard Perle

۴۷. William Kristol

۴۸. http://www.newamericancentury.org/  – A New American Century

۴۹. James Woolsey

۵۰. Brit Dee, «Latest Neocon Terror Propaganda: Electromagnetic Pulse «E-Bombs», http://www.resistradio.com/news/latest-neocon-terror-propaganda-electromagnetic-pulse-e-bombs

۵۱. Joshua Muravchik، «Bomb Iran», http://www.latimes.com/news/la-op-muravchik19nov19,0,4699035.story

۵۲. Michael Chertoff

۵۳. Cambridge Academic Calls for Recognition of Iran’s Ethnic Social Forces, http://eng.balochpeople.org/oldarchive/eng/2006/feb/EthnicIran.htm

۵۴. http://www.trilateral.org/

۵۵. http://www.specialistspeakers.com/?p=197 و Allan Mendoza – http://henryjacksonsociety.org/people/professional-staff/directors/dr-alan-mendoza و http://homeland-security.org.uk/?page_id=13

۵۶. Michael Weiss

۵۷. http://www.thejc.com/news/uk-news/55184/just-journalism-forced-close

۵۸. Jerome Taylor, «Iran executes three men for sodomy», The Independent. 07 Sepetember 2011. http://www.independent.co.uk/news/world/middle-east/iran-executes-three-men-for-sodomy-2350671.html

۵۹. همان

۶۰. The Center for Combating Racism and Discrimination Against Arabs in Iran

۶۱. Ahwaz Human Rights Organisation

۶۲. Wayne Madsen Report (WMR)، «SPECIAL REPORT – British intelligence and anti-Iran terrorists (REPOST)», 29 Mar 2007, http://www.waynemadsenreport.com/ – رونوشت همان گزارش را میتوان در اینجا خواند: http://newsgroups.derkeiler.com/Archive/Soc/soc.culture.iranian/2007-03/msg03973.html

۶۳. همان

۶۴. Kuwait Based Arab-iranian Activist Describes Ahwazi Opposition Groups, dated Wed, 30 Aug 2006. http://wikileaks.org/cable/2006/08/06KUWAIT3535.html

۶۵. The Ahwaz Education and Human Rights Foundation (AEHRF)

۶۶. Intervention by Dr. Karim Abdian, Ahwaz Human Rights Organization to the United Nations Human Rights Council. Forum on Minority Issues, Third Session, 14 and 15 December 2010 in Geneva, http://www2.ohchr.org/english/bodies/hrcouncil/minority/docs/session3/statements/AhwazHumanRightsOrganizationStatement.pdf

۶۷. http://faryadjenob.wordpress.com/2012/03/17/نماینده-سازمان-حقوق-بشر-اهوازنفت-برای8/

۶۸. Towfīq, F., ʿAŠĀYER; Tribes in Iran, «Encyclopaedia Iranica», 1987. Vol. II, Fasc. 7, pp. 707-724

۶۹. Oberling P. and Hourcade B., Arab Tribes of Iran, in , «Encyclopaedia Iranica», Vol. II, Fasc. 2, pp. 215-220. December 15, 1986

۷۰. توفیق

۷۱. http://lcweb2.loc.gov/frd/cs/profiles/Iran.pdf

۷۲. Central Inteligence agency (CIA) World Factbook, Iran – https://www.cia.gov/library/publications/the-world-factbook/geos/ir.html

۷۳. Daniel E., «The History of Iran». 2001, p. 14

۷۴. Coon, C.S., Iran: Demography and Ethnography in «Encycloapedia of Islam», Volme IV, E.J. Brill. pp. 7-11, EI2 IV,

۷۵. «عراق جدید در مسیر ایران»، روزنامه همشهری، ۱۷ آبانماه ۱۳۸۵

۷۶. همان

۷۷. عبدالطیف عبادی، «دام جدیدی که تجزیه طلب ها. . .

۷۸. همان

Advertisements
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: