خانه > Uncategorized > دمکراسی یعنی وحشت حکومت از قدرت مردم

دمکراسی یعنی وحشت حکومت از قدرت مردم

[1]در جوامع استبدادی این مردم هستند که از حکومت واهمه دارند. حکومت استبدادی با اتکا به ابزارهای سرکوب همه‌ی شهروندان را بدون تمایز به طور نهادینه و مستمر تحت ارعاب قرار می دهد. تنها اقلیت حاکم در این جوامع با استخدام دهها هزار نفر نیروی امنیتی و محافظ احساس امنیت دارد و نظراتش را بیان می کند و احساس آزادی و دمکراسی دارد. به همین دلیل اقلیت حاکم مدام مدعی می شود که در دمکراتیک ترین و آزاد ترین کشور دنیا زندگی می کند در حالی که هزاران زندانی سیاسی وجود دارد و صدها فعال سیاسی و روزنامه نگار و نویسنده در زندانند، اینترنت فیلتر می شود و روی شبکه‌های تلویزیونی پارازیت ارسال می شود.

اما در جوامع دمکراتیک این حکومت است که از شهروندان و گرو‌ه‌ها و اقشار اجتماعی می ترسد و به واسطه‌ی این ترس به اقداماتی دست نمی زند که خشم آنها را بر انگیزد یا اگر گروه‌هایی
در موضوعی فشار وارد کنند حکومت تلاش می کند آنها را قانع سازد یا تسلیم شود یا اصولا با استعفا از هیجان اعتراض بکاهد. در دمکراسی‌‌های لیبرال، حکومت با انجام نظر سنجی و اعلام آشکار نتایج تلاش می کند نبض افکار عمومی را در دست گرفته و تحولات آن را دنبال کند. ترس حکومت از شهروندان در جوامع دمکراتیک همیشگی است اما حکومت‌های استبدادی تنها در موارد بسیار معدودی، آن هم آن گاه که آنها فوج فوج به عرصه‌ی خیابان بیایند یا اعتراض عمومی آنها محتمل باشد و دستگاه سرکوب احساس کند ممکن است نتواند آنها را کنترل کند هراس از شهروندان را در رفتار خود نشان می دهد.

بلومبرگ علیه اردو زنندگان در زوکاتی پارک

یکی از نمونه‌های ترس حاکمان از مردم در جوامع دمکراتیک عقب نشینی بلومبرگ، شهردار نیویورک،  از تخلیه‌ی پارک زوکاتی از بست نشینان جنبش “وال استریت را اشغال کنید” بدون رجوع به دادگاه  بود. شهرداری نیویورک می خواست این پارک را به بهانه‌‌ی تمیز کردن محل توسط هیئت مدیره‌ی مجتمع خصوصی صاحب پارک در صبح جمعه ۱۴ اکتبر ۲۰۱۱ تخلیه کند اما چون به وی اطلاع داده شد که بست نشینان مقاومت خواهند کرد و احتمالا درگیر خواهند شد از این کار منصرف شد. این تخلیه بعدا بر اساس حکم دادگاه و بدون اعمال خشونت انجام شد. اگر شهردار یک شهر بزرگ با در اختیار داشتن هزاران نیروی پلیس علیه گروهی چند صد نفره به دادگاه رجوع می کند این صرفا نشانه‌ی باور وی به دمکراسی و آزادی نیست بلکه نشانه‌ی قدرت شهروندان در یک دمکراسی است.

اعتصاب‌هایی موفق

جنبش‌های دمکراسی خواهی در جوامع استبدادی میزان ترس حکومت‌های دیکتاتوری از مردم را افزایش می دهند. حکومت ولایت فقیه در موارد کثیره کارگران اعتصابی را متفرق و رهبران آنها را بازداشت می کند اما در مواردی به خواست‌های کارگران اعتصابی پاسخ مثبت داده، مشخصا بدین دلیل که کارگران به صف معترضان خیابانی نپیوندند. درست در روزی که جنبش اعتراضی اعلام حضور خیابانی کرده بود اعتصاب ۱۸۰۰ کارگر پیمانی مجتمع پتروشیمی تبریز (که از ۷ اسفند ۱۳۸۹ برای حذف پیمانکار و قرارداد مستقیم کاری با این واحد تولیدی و برخورداری از مزایای برای کارگران رسمی آغاز شده بود) با قبول درخواست آنها از سوی استانداری آذربایجان شرقی و وزارت کار و امور اجتماعی پایان یافت.

اعتصاب ۱۱ روزه‌ی ۱۵۰۰ کارگر مجتمع پتروشیمی بندر امام نیز پس از موافقت مدیریت این واحد صنعتی با خواسته های آنان روز ۳۱ فروردین ۱۳۹۰ بعد از ۹ روز  پایان یافت. کارگران مجتمع پتروشیمی بندر امام خواستار برچیده شدن شرکت‌های پیمانکاری و قرارداد دسته جمعی با خود بودند. این اعتصاب پس از امضای توافقنامه کتبی میان نمایندگان کارگران و نماینده ماهشهر در مجلس، فرماندار ماهشهر، رئیس اداره کار و امور اجتماعی این شهرستان و همچنین نمایندگان مدیریت این مجتمع به پایان رسید. بر اساس این توافقنامه، مدیریت مجتمع پتروشیمی بندر امام از کارگران، سه ماه مهلت گرفت تا مراحل اجرای مصوبه برچیده شدن شرکت‌های پیمانکاری و انعقاد قرارداد دسته جمعی را به انجام برساند. در عین حال، قرار شد مزایایی که به پرسنل رسمی داده می شود، مشمول کارگران پیمانکاری نیز بشود. از جمله مواد این توافقنامه، اصلاح حقوق از جمله افزایش حق بدی آب وهوا، استفاده از امکانات رفاهی همانند پرسنل رسمی، استفاده از سرویس‌های شرکت، تعهد به عدم اخراج کارگران اعتصابی و محاسبه پرداخت ایام اعتصاب و گفت و گو برای انعقاد قرارداد جمعی با کارگران بوده است. (سایت اتحادیه آزاد کارگران ایران، ۱ اردیبهشت ۱۳۹۰) بدون ترس حکومت از جنبشی که هنوز از صحنه‌ی خیابان جمع نشده بود چنین دستاوردی برای یک اعتصاب کارگری ممکن نمی بود.

جمع آوری عکس‌های پرده‌ای دیکتاتور

حتی پس از کندن عکس‌ها و سخنان پرده‌ای خامنه‌ای در ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ و پایین آمدن مجسمه‌ها و عکس‌های دیکتاتورها در چند کشور عربی (مصر، تونس، یمن، لیبی) حکومت خامنه‌ای و سردارانش به نصب عکس‌های وی در خیابان‌های کشور ادامه دادند. اما پس از تظاهرات در سوریه‌ی همپیمان و فرو انداختن عکس‌ها و مجسمه‌های خانواده‌ی اسد، علی خامنه‌ای هراسان از تداوم پایین کشیده شدن عکس‌های خود دستور به جمع آوری پرده‌ی اعلام عنوان سال ۱۳۹۰ پس از چند روز نصب آنها در خیابان‌های تهران داد. تنها قدرت جنبش‌های مردمی است که می تواند دیکتاتورها را از نمایش هر روزه‌ی عکس‌های چند ده متری خود در برابر چشمان رعایا هراسناک سازد.

مستاجر کاخ سفید یا صاحبخانه‌ی کشور

ماموریت اصلی رسانه‌های دولت استبدادی مخالفت با حاکمیت مردم و آزادی و نظام‌های تامین کننده‌ی این دو یعنی لیبرال دمکراسی است. آنها برای تثبیت قدرت حکومت استبدادی و تمامت خواه و تک صدای موجود باید به رقیب اصلی آن حمله کنند. از همین جهت در تک تک تعابیری که در این رسانه‌ها به چشم می خورد دشمنی با دمکراسی و آزادی و تحقیر آنها به چشم می خورد.

روزنامه‌ی کیهان، ارگان رهبری جمهوری اسلامی، برای تحقیر روسای جمهور منتخب مردم ایالات متحده و تحقیر دمکراسی از آنها نه با عنوان “رئیس جمهور” بلکه با عنوان “مستاجر کاخ سفید” یاد می کند. (۱۴ دی ۱۳۸۹) این عنوان که از سوی کیهان نشانه‌ی توقیت قدرت روسای جمهور امریکا و تحقیر آنهاست در حقیقت در عرف دمکراسی خواهان مدح آنها و نوعی ستایش نظام دمکراتیک است. دمکرات‌های دنیا مایل‌اند که رهبر آنها مستاجر کاخ ریاست جمهوری باشند نه این که مانند ولی فقیه با باتون و اسلحه به قدرت بچسبند، خود را مالک کشور بدانند و مردم را سرکوب کنند. مستاجر از صاحبخانه حساب بیشتری می برد تا صاحبخانه از مستاجر. در دمکراسی‌ها، رهبران سیاسی مستاجرند و نه صاحب خانه.

زندگی با ترس یا بدون ترس

دشمن هراسی، توطئه انگاری و بلوا آفرینی از جمله روش‌های حکومت استبدادی برای ایجاد ترس در جامعه است. جامعه‌ای که با ترس زندگی کند از حکومت نیز خواهد ترسید. به عنوان نمونه، راه اندازی بلوای ساختگی برای سرکوب مخالفان بخشی از تاریخ معاصر ایران بوده است. این بلواهای مدیریت شده در موضوعات مورد توجه مردم کوچه و خیابان مثل مسئله‌ی نان توسط عناصر حکومت ایجاد و هدایت شده و در حین آن مخالفان، ترور یا دستگیر می شدند. بمبگذاری نوع مدرن همان بلواهای ساختگی عصر قاجار یا رضا شاه است. این بلواها و بمبگذاری‌ها صرفا برای ارعاب و ترساندن مردم است.

در مقابل در دمکراسی‌ها، نهادهای مدنی و رسانه‌های آزاد و حق تجمع و تشکل به شهروندان این قدرت را می بخشند که از هیچ حکومت و دولتی نهراسند. تنها افکار عمومی، قوه‌ی قضاییه‌ی مستقل و نهادهای قانونی هستند که محدودیت‌هایی را بر شهروندان اعمال می کنند. اصولا می توان میزان دمکراسی در یک جامعه را با میزان ترس حکومت از مردم، و میزان استبداد را با میزان ترس مردم از حکومت اندازه گرفت.

مجید محمدی

 ۳۱م فروردین, ۱۳۹۱ 

لینک مربوطه – http://tinyurl.com/d3j2ry5
Advertisements
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: