خانه > Uncategorized > غربی‌ها دقیقاً بگویند : "ایران" خطرناک است یا "جمهوری اسلامی" ؟

غربی‌ها دقیقاً بگویند : "ایران" خطرناک است یا "جمهوری اسلامی" ؟

دسامبر 3, 2011 بیان دیدگاه Go to comments
دوباره چهارتا بوزینه از دیواری بالا رفتند و تمام دنیای غرب بهانه پیدا کرد که از بابت «ایران» نگران بشود . کجای ایران برای شماها نگران کننده است ؟ کجای ایرانی برای شماها خطر دارد ؟ اینهمه استعدادهای ما ، استعدادهای «ایران» ، در کشورهای شما آواره‌اند شما نگاه سگ بهشان نمی‌کنید ، هیچکدامشان را «ایران» نمی‌بینید ، تعدادی موجود عجیب غریب که بخدا خودمان هم مانده‌ایم که اینها کی هستند و از کجا آمده‌اند ، که درست مثل انگل با تمام تعاریف مربوط به زندگی انگلی کشورمان را می‌مکند فوراً بعنوان «ایران» جلوی چشم شما می‌آید ؟ بخدا این ملت به شما می‌خندند . خودتان هم به خودتان می‌خندید . واقعاً شما از بابت «ایران» نگرانید ؟ تمام موزه‌هایتان پر شده از تاریخ و فرهنگ و هنر همین ایران . تمام کتابخانه‌های شما پر شده از شعر و ادب ایران . بروید یکبار دیگر نگاهشان کنید بگوئید چه چیز «ایران» برای شما نگران کننده است ؟ نکند وقتی مغولها هم حمله کردند «ایران» خطرناک شده بود ؟ وقتی عربها حمله کردند «ایران» بود که نگران کننده بود ؟

Ey Iran آهنگ ای ایران

آقای غرب ! آقای اتحادیه‌ی اروپا ! بجای عشوه قاطری و دم به دم قطعنامه و تحریم، برو روسیه و چین را تحریم کن که هر روز این افعی را درنده‌تر می‌کنند . برو جلوی شرکتهای خودت را بگیر که ظرف بیست سال از یک تکه مقوا یک اژدهای «نگران کننده» ساخته‌اند . توی چشمهای یک «ایرانی» نگاه کن ، شرف داشته باش و تعریف کن که تا حالا چقدر از این «ابزار نگرانی» برای فروش تسلیحاتت استفاده کرده‌ای . جوالدوز را که تا ته به ما فرو کرده‌ای ، یک سوزن هم به خودت بزن ، بخدا اگر طاقت و تاب و توانش را داشته باشی . خودت ساختی ، خودت بزرگش کردی ، حالا هم خودت نگرانش باش . ذات یک دیو درندگیست . مقوا را دیو کرده‌ای حالا می‌خواهی ندرد ؟ باید هم بدرد . ایندفعه دقیقاً خود تو را هم باید بدرد . سی و سه سال مردم خودش را درید . دو سال تمام فرزندان همان مردم را در زندان و خیابان پاره پاره کرد . تو کجا بودی ؟ تو دقیقاً چه غلطی کردی ؟ امروز «باید» که تو را بدرد . دیگر کسی برای دریده شدن باقی نمانده . درو کن طوفان را …
سفارتخانه‌های تو تا دیروز به همین «جمهوری اسلامی» سرویس می‌دادند . هیچکدام از کاردارهای تو استوارنامه‌هایشان را به «ایران» تحویل ندادند که حالا ارث پدرت را از ایران می‌خواهی ، به «جمهوری اسلامی» تحویل دادند . آنروزی که سفرایت لاف تو لاف با نمایندگان همین جمهوری اسلامی می‌نشستند دل و قلوه کباب می‌کردند باید نگران می‌شدی نه امروز . تو واقعاً تفاوت «ایران» با «جمهوری اسلامی» را تا حالا ندیده‌ای ؟ تو در این سالها فریادهای «ایران» که «جمهوری اسلامی از من نیست» را ندیدی ؟ همین دو سال پیش طومارهای کیلومتری مردم را در شهرهای مختلفت در اروپا ندیدی ؟ طومار را ول کن ، تو برج ایفل را ندیدی ؟ کوری ؟! یا چشمت فقط هرجائی که دوست دارد را نگاه می‌کند ؟ یا فقط چندتا جانور که از دیوارت بالا می‌روند را «ایران» می‌بینی ؟ نگران «ایران» نباش ؛ نگران آنهائی باش که انگلی که به جان ایران افتاده را تغذیه می‌کنند . واضحتر بگویم : نگران خودت باش !
علیرضا رضائی 
Dec 01, 2011

Related link – http://tinyurl.com/7ndxqud

Advertisements
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: