خانه > Uncategorized > چگونه دفاع مان از ایران را به براندازی نظام پیوند زنیم؟

چگونه دفاع مان از ایران را به براندازی نظام پیوند زنیم؟

نوامبر 11, 2011 بیان دیدگاه Go to comments
بار دیگر موضوع خطرات دسترسی یک حکومت جبار و قرون وسطائی به سلاح اتمی به موضوع روز رسانه های جهانی و حتی گفتگوهای سران قدرت های بزرگ تبدیل شده است. در چند سال گذشته از برکت حماقت های سران حکومت اسلامی، خاورمیانه به زرادخانه و پایگاه نظامی امریکا و اروپا تبدیل و بازار انعقاد قراردادهای هسته ای داغ تر شده است. 

اگر قبل از فروپاشی بلوک شرق، جهان دوقطبی محرکی برای رونق عرضه جنگ افزارهای نظامی بود، اکنون یک حکومت ناب محمدی برای گشودن دروازه های عظیم تقاضا برای فروشندگان کافی ست و چه بهتر که با بهره برداری از پتانسیل ویرانگر فسیل های عصر شترچرانان، بستر مصرف نیز مهیا گردد. زمانی خمینی می گفت که جنگ نعمت است و غافل از این بود که جنگ معلول، و او خود و حکومت اسلامی ش نعمتی برای صاحبان صنایع نظامی و برای سلطه گران جهانی بود. 

عربده کشی ها و هذیان های سران حکومت اسلامی که فاقد بار سیاسی اند، دستاویزی برای صف آرائی جهانی علیه حکومت اسلامی شده است و عوامل متعددی می توانند شعله یک جنگ را برانگیزند و نیز نگرانی هائی که امکان وقوع جنگ را منتفی می کنند.

حکومت اسلامی آشکارا شعار از بین بردن اسرائیل را سر می دهد و اسرائیل برای دفاع از موجویت خود، شعار حماقت آمیز حمله به تاسیسات هسته ای ایران را مطرح می کند. سازمانگران اصلی کسانی هستند که در راستای نیازها شان، فتیله این رابطه را بالا و پائین می کشند، تا پیش شرطهای تحقق اهداف بلندمدت شان را تامین کنند. 

سه مثلث ارتجاع دینی، سلطه گران جهانی و پایگاه ارتجاع جهانی ارتجاع دین گرا و قومگرا در امر استقلال، آزادی و پیشرفت کشور ما اختلال ایجاد کرده و می کنند. 

نخست: جمهوری اسلامی به روال 33 سال گذشته همواره ایران و ایرانیان را پیشمرگ دین و فرهنگ عرب کرده و بزرگترین جنایات علیه بشریت در ایران، پس از حمله اعراب و مغول ها؛ توسط جمهوری اسلامی انجام گرفته است. سلطه جمهوری اسلامی و تجاوز آئینی به ایران و ایرانیت، هزار بار ذلت بارتر و کثیف تر از سلطه اقتصادی غرب است. 

هیچ جنگی و هیچ موضوعی نمی تواند اصلی ترین وظیفه ملت ایران که همانا برچیدن جمهوری اسلامی و پیشگیری از قدرت گیری اسلامگرایان است را تحت الشعاع قرار دهد. اگر ارتجاع جهانی بخواهد از شرایط تغییر رژیم برای تحمیل جناح دیگر از حکومت به ملت ایران ویا تجزیه کشور بهره گیرد، اگر کشورهای عربی و ترکیه بخواهند، وجبی از ایران را اشغال کنند؛ با اتکاء به اراده ملی می توان آنها را سرجایشان نشاند، ولی اگر حکومت اسلامی، ایران و ایرانی را از هویت، تاریخ، فرهنگ ش تهی کرد و به مفعولان دینی و فرهنگی تبدیل شدند؛ دیگر پوست مانی ها در کاه به دیوار جندی شاپورها آویزان نخواهد شد و مزدک ها پس از سی هزار کشته، در انتظار موقع قیام دقیقه شماری نمی کنند و آزادگی و سرفرازی و سلحشوری از جامعه رخت خواهد بست. 

دو سال پیش همه جهانیان شاهد سلحشوری فرزندان ایران در جنبش خیابانی بودند و دیدیم که چگونه جنبش بی سر و بی سازمان و پراکنده نتوانست کلیدیترین مراکز قدرت لرزان حکومت را هدف قرار دهد و دنباله رو مفعولان دینی فرهنگی شدند. 

دوم: مشکل اصلی ملت ایران نه امریکا و نه اروپا و نه اسرائیل و …است. خطرناکترین دشمنان ملت ایران فاشیسم اسلامی و ارتجاع قومی و نژادی ست که دومی و سومی بدلیل فقدان زمینه های تاریخی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی کشور و در هم تنیدگی اقتصادی و ترکیب و درهم آمیزی جمعیتی- ملی بسیار ضعیف است ولی در شرایط خاص می توانند به بازوی ارتجاع تبدیل شوند. 

رابطه ما با دیگر کشورها نه بر اساس خصومت، بلکه بر مبنای احترام متقابل و رقابت سالم و قانونمند تعریف می شود.ایران بدون جمهوری اسلامی می تواند به خانواده جامعه جهانی بپیوندد و راه پیشرفت همه جانبه کشور را هموار کند. ایرانی که هدفمند از سد حکومت دینی عبور کند؛ بعنوان کشوری آزاد، دمکرات، لائیک و سوسیال می تواند دوست قابل اعتمادی برای کشورهای همجوار و ملل دیگر باشد و تصویر راستین ایران و ایرانیان را به جهانیان معرفی کند و نشان دهند که مفعولان دینی فرهنگی حاکم بر کشور ما با ملت و تاریخ ما نه تنها بیگانه اند، بلکه سر ستیز دارند. 

سوم: ارتجاع جهانی تنها با اتکاء به ارتجاع داخلی می تواند اهداف خود را متحقق سازد. در شرایط کنونی ایران ارتجاع قومی و ارتجاع اسلامی پایگاهها و ابزار تحقق اهداف ایران ستیزانه هستند. 

برای خلع سلاح اسلامگرایان خارج از قدرت و قومگرایان بایستی به جنبش های پیشرو اجتماعی زنان، دانشجویان و کارگران رو آورد و با گسترش آگاهی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و تاریخی وملی، جامعه را در برابر ارتجاع داخلی واکسنیزه کرد. 

آگاهی، تشکل و سازماندهی معطوف به ایجاد اراده ملی برای واژگونی کلیت نظام جمهوری اسلامی و همزمان هوشیاری نسبت به تحرکات ارتجاع جهانی و پایگاههای داخلی شان، عاجل ترین مسئله آزادیخواهان و ایراندوستان است. 

خلاصه کلام؛ هرگاه جمهوری اسلامی ویا کشور دیگری ملت ایران را بکام جنگ دوباره بکشاند، سیاست درست مبارزه علیه جنگ و پائین کشیدن جنگ طلب اصلی (جمهوری اسلامی) است و در عین حال دفاع از استقلال، آزادی، سربلندی و یکپارچگی ایران و ایرانیان است. کسانی که جمهوری اسلامی را سرنگون می کنند؛ خود قدرت فردا را هم آنگونه سازمان خواهند داد که منافع شنان را تامین کند.قدرت های خارجی اگر چمهور ی اسلامی را سرنگون کنند، گماشتگان خود را از طریق بلندگوهاشان (بی بی سی، صدای امریکا و …) به خورد ملت خواهند داد و افکار خام را سمت و سو می دهند. برای اینکه ملت ایران بتواند خود سرنوشت فردایش را رقم زند، از هم اکنون اقشار مدرن، ترقیخواه، دمکرات، دادگر، لائیک و ایراندوست می توانند کوشش کنند که جنبش های قدرتمند اجتماعی زنان، دانشجویان و کارگران سکاندار تحولات آتی شوند و مهر مطالبات خود را بر پیشانی حکومت آتی حک کنند.آگاهگری، تشکل یابی و سازمانگری جنبش های اجتماعی حول مطالبات شفاف سیاسی اجتماعی شان، بزرگترین گام در راستای ساختن ایران فرداست و به نظر می رسد که بخش عظیم جامعه می توانند زیر پرچم واحد جمهوری ایرانی (جمهوری ای آزاد، دمکراتیک، دادگر- یا سوسیال- و لائیک) متشکل شوند و ایران و ایرانیت را از زیر آوار بیعدالتی، تبعیض و سلطه فاشیسم اسلامی رها سازند و راه تخریب و تجزیه کشور را نیز مسدود سازند. 


اقبال اقبالی
Nov 11, 2011


Related link – http://tinyurl.com/cj6d7jk




Advertisements
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: