خانه > Uncategorized > فریاد اعتراض به روحانیت شیعه که از نگاه این قلم، مسئول نخست جنایتهای رفته بر ایرانی و ایرانی است

فریاد اعتراض به روحانیت شیعه که از نگاه این قلم، مسئول نخست جنایتهای رفته بر ایرانی و ایرانی است

گورتان را از وطن من گم کنید! چه می خواهید از جان ما!؟ به جان آمده ایم از خرافه ها و مزخرفات عصر حجری تان! به سرتان بخورد دین تان به سرتان بخورد اسلام تان! از وطن من بروید بیرون! بروید به هر جهنم دره ای که شایسته شماست! وطن مرا به گند کشیده اید! دنیایی که می خواستید بسازید همین فحشا کده، همین فقرکده، همین غارتکده، همین ریاکاری سراییست که قرنها عربده کشیدید! وای ِ آخرتی که از این تجاوزها و فقر و فحشا و بیکاری بسازید! نمی خواهیم! کاری که شما کردید بار دیگر پرده از چهره ی خونبار و هولناک اسلام بر کشیده اید! از هرچه دین و ایمان و اسلام و پیغمبر و امام بیزارم با بی حد ترین تنفر از اینها!!! هرچه جنایت است هرچه تجاوز است هرچه ریاکاریست هرچه غارت و خانمان براندازیست هرچه زندان است هرچه بیدادگاه و بی عدالتی و نابراربریست با اسلام و قرآن و محمد و امامهاتان آمیخته شده است! چه نفرت انگیز است این دین! چه نفرت انگیز است اینهمه ریاکاری و ریاکاران اسلامی! حقارت و عقب ماندگی و نفرت و انتقام از سر و کول شما می بارد!!! کاری به هیچ جای دنیا به هیچ مسلمان ندارم! اصلن هم مشکل من نیست! مشکل من در همین وطن تاراج شده ی من است که مثل خفاشان خون آشام به جانش افتاده اید!!! بنگرید ایت الله مفتخوری که در قالب! خبرگان و جامعه روحانیت و حوزه و چه و چه به هزار حیله و ریاکاری و تفسیر و فتوا و حکم بر پایه ی همین دین خون آشام اسلامی بیش از سه دهه ملت و مملکت را می چاپند و غارت می کنند و اسلام را حاکم کرده اند! از جن گیری و رمالی گرفته تا حوزه و دانشگاه و زندان و خاوران خاوران خون ِ به نا حق ریخته از شریفترین فرزندان این اب و خاک!!!! همه در حکومت اسلامیست همه در حاکمیت ولایت فقیه تان است یعنی همان اشی که دسپخت شما بی وطنان است! مرده شور این اسلام را ببرد با این مسلمانی و تقوای خونبار! بیوت آیت الله ها را بنگرید! حسابهای بانکی شان در جای جای وطن و دنیای بیرون را بنگرید! این خون اشامان از کجا آورده اند! غیر از این است که از همین قتل و غارت و حق را ناحق کردن و مملکت و ملتی را چاپیدن است!؟ کجا شد آن نهج البلاغه و عدل علی تان که دست برادر نابینایش را سوزاند و از بیت المال نداد! خودتان به هزار بار گفته اید! هنوز هم می گویید! این است آن عدل! این است آن قسط! این است از قاتل فرزندان این اب و خاک اسطوره ساختن!
همه ی اینها برآیند دین شما، ایمان شما، تقوای شما و اسلام شماست! براستی لحظه ای شرم می کنید!؟ اصلن شرم در قاموس شما معنا دارد وقتی به اینهمه جنایت در حکومت اسلامی می اندیشید!؟ یاد آرید فرزندان این اب خاک هنوز در گورهای دست جمعی خاورانهای سرزمین به خون غلتیده اند! یاد ارید خانم پزشک همدانی را که تجاوز کردند و کشتند و گوربگورش کردند تا جنایت اسلامتان را لاپوشانی کنند! یاد آرید همین دو ساله از ریاکاری و استبداد ولایت فقیه خون اشامتان را که ترانه موسوی را وزیر اسلامی با همان عبا و عمامه ای شما لباس پیغمبرش می دانید، تجاوز کرد و پیکرش را سر به نیست که تا جنایت اسلامی لاپوشانی شود! حتی پدر و مادر خون به دل شده اش امکان دادخواهی نیافت! هنوز از چنگال سر بازان صاحب زمانتان خون می چکد! هنوز ریاکاری و توطئه از بیت ولایت فقیه تان روزگار ایران و ایرانی را تباه می کند هنوز جنایت و تجاوزهای دست جمعی در حکومت اسلامی بیداد می کند! اینهمه را شاهدید! اینهمه در حضور شما در جامعه ی شما با اسلام شما با حکم خدا و رسول و قرآن شما صورت می گیرد! جنایت تا کی!؟ ریاکاری تا کجا!؟ چرا گورتان را گم نمی کنید! هجرت کنید! از وطن من بروید بیرون! بروید همان منا و مکه و مدینه ی خراب آباد! بروید همان جاییکه این دین جهنمی از آن برخواسته است! خرگه و بارگاههای طلا در کربلا و نجف برپا کرده اید اما مردم من در فقر و نداری خون می خورند! مثل زالو از این ملت با جهالتهای خونبارتان می چاپید و خرج قاتلانی می کنید که هیچ وقت چشم دیدن ایرانی را نداشته اند! شما بی چشم و رویان از قاتلان ما اسطوره ساخته اید! مرگ بر شما! نفرت بر شما که وطن مرا چنگ انداخته اید و به این روز سیاه نشانده اید! چه می خواهید از ما!؟ از مرگ و نفرت و زندان و شکنجه و تجاوز و فقر و ریاکاری جانمان به لبمان رسیده است! از شیر سگ حرامترتان باد هر هوایی که از وطن من استنشاق می کنید! حرامتان باد هر لقمه نانی تحت هر عنوان سهم امام وخمس و ذکات و منبری و روضه و ندبه بر سرسفره هاتان می برید! شرمتان باد! ننگ تان باد از این همه خون بی گناهانی که در جای جای وطن من ریخته می شود! نفرت بر شما و دین تان که خون یک ملت را شیشه کرده اید! دانشجو می کشید، زندان و اعدام و در به در می کنید اما طلبه و آخوند تربیت می کنید تا همین جهنمی که ساخته اید را توجیه کنند! این چه دینیست این چه ایمانیست این چه تقواییست زنان را روز روشن تجاوز می کنید اعدام از پی اعدام بیداد می کند هیچ خانواده ای نیست که از حکومت اسلامی تان بخون ننشسته باشد! این چه ویرانه ایست که بر سر ملت آوار کرده اید! این چه پاسخ نمک کورانه ایست که به یک ملت داده اید! گورهای دسته جمعی، زندانهای هولناک، شکنجه گران اسلامی، قضات اسلامی بیدادگاههای اسلامی در حکومت اسلامی با ولایت فقیه اسلامی!!!! بیداد می کند! قرائت قران در بیدادگاههای اسلامی وسیله شکنجه شده است. مشتی بیمار مالیخولیایی را بنام بازجو، قاضی، شکنجه گر بجان زن و مرد این آب و خاک انداخته اید! این چه معیاریست این چه باوریست!!! اینهمه را به چه بهایی به چه جرمی به چه ایمانی در وطن من بر پا می دارید!!! یک روز یک نفس راحت نکشیده ایم! فرهنگ ریاکاری را نهادینه کرده اید. هر فرهیخته ای را به بند کشیده اید و هر دزد ِ لمپن بی همه چیز را به جاه و مقام رسانده اید! ایهمه گورهای ناحق. اینهمه دروغ و ریاکاری. اینهمه خانه خرابی. اینهمه آواره! پنج میلیون ایرانی از وطن خود گریخته اند. خاورانهای سرزمین مرا ببینید! از چنگال حکومت شما روحانیت شوم! خون می چکد! سه دهه است می کُشید سه دهه است به ناحق ملت و مملکت را غارت می کنید! مشکل فقط همین دو سه ساله نیست که مارهای در آستین پرورده ی شما اخته تان کرده است! بیش از سه دهه است که این جنایت بر مردم و سرزمین من می رود! با بی شرمی تمام به آیین و هویت و شناسه های ایرانی توهین می کنید اما خرافه ها و جن گیری و رمالی و تجاوز و ریاکاری و هزار زشتی و پلیدی را می ستایید! در بلاهت محض خودتان را علما می نامید! کدام علم!؟ کدام آگاهی!؟ کدام دانش!؟ اینهمه عقب ماندگی و بیچارگی و نادانی و مردم را به جهالت کشاندن، برآیند سمپاشی های شماست که بنام دین و ایمان به خورد مردم داده اید و اینهمه جانی پرورانده اید که حتی به زن و بچه ی مردم ر حم نمی کنند! تجاوز به ناموس مردم در حکومت اسلامی ِ شما امری طبیعی شده و این دستاورد همین حکومت نحس اسلامی تان است! که در تاریخ هیچ کشوری سابقه ندارد مگر آن کشوری که به اشغال دشمن خون آشامی در آمده باشد! شما از همین ملت خورده اید! از همین ملت نفس می کشید از همین اب و خاک می دوشید! چشمتان چرا نمک نمی شناسد! چرا اینهمه نمک خورده و نمکدان می شکنید! حال و آینده یک ملت و مملکت را به تباهی کشانده اید! همه ی این سیه روزی محصول روحانیت است. روحانیت شیعه چه اعتراض بکند چه نکند چه به نعل بزند چه به میخ، دامنش به خون همه بخون خفتگان وطنم آعشته است! شما در خون و جنایت رفته به ملت من سهیمید با گفتن آخوندانه ی خودتان که هنوز چشم به جنایتها بسته اید، از جرم شما نمی کاهد! خود کرده اید خود پرورانده اید خود این تباهی را بجان یک ملت انداخته اید! ولایت فقیه و تز ابلهانه و جنایتکارانه اش محصول یک بینش و اندیشه و فرهنگ ایرانی نیست که در ایران پیاده کرده اید و از شما روحانیت شیعه سرچشمه گرفته است که بی ریشه ترین و بی وطن ترین لایه های جامعه ی ایرانی را تشکیل می دهید و اینگونه تبهکارانه مافیای تبهکاران اسلامی از آن سر در آورده اند. ایرانی در وطن خودش غریب است. ایرانی در وطن خودش به ضرب اهانت و زندان و یورش و تجاوز، آیینهای ایرانی اش را برپا می دارد! عمر و علی و پیغمبرتان هیچ غلطی نکردند شما چرا از رو نمی روید چرا گورتان را گم نمی کنید! چرا با جنایت و بلاهت و عقب ماندگی و زور و تجاوز بدیل عقب مانده به ملت تحمیل می کنید!؟ هر از گاهی صدای اعتراضی از یک آیت الله یا یکی از همین رده بندیهای شما روحانیت، در می آید اما هیچکدامشان هیچ کدامتان به یکی از عربده های هزار ساله تان مصداق همان قسط و عدل و خلخال زنی نصارا!!!! عمل نمی کنید! اینهمه جنایت!؟ به یک اعتراض آخوندی بسنده کردن فقط و فقط ریاکاری و مردم فریبی است فقط و فقط از کاستن گناه و هراس از جهنم و باورهای خرافی خودتان و تطهیر دین خونبار تان است! به همان اندازه که برای یک کارتونیست دانمارکی، به همان اندازه که برای یک نویسنده(سلمان رشدی)، سینه چاک می کنید! در مقابل سه دهه از جنایت و تجاوز و ریاکارای حکومت اسلامی اعتراض کنید! آیا ذره ای از چنین تقوا و رستگاری در شما هست!؟ آیا ذره ای از همت دفاع از ناموس و غیرت و جوانمردی که هزاران بار نعره زدید و از مناره ها فریاد کردید و قرنها سینه دراندید، در شما هست که در مقابل سه دهه از جنایتهای حکومت اسلامی عمامه از سر بر گیرید به خیابانها بریزید! براستی چند هزار طلبه و آیت الله در این سرزمین از این ملت می خورند و در حوزه های علمیه ( از نگاه من ابلهییت!) بسر می برند!؟ آیا ذره ای صداقت در شما هست که به خیابانها بریزید و نسبت به این همه جنایت و غارت و ریاکاری فریاد کنید!؟ این همه ننگ و شرم را چه می کنید!؟ما از این دین از این روحانیت بجان آمده ایم. ما از این دین از این روحانیت بخون نشسته ایم.  ما از این دین از این روحانیت به تباهی کشیده شدیم از اینهمه ناروایی و ریاکاری و قتل و غارت حکومت اسلامی بجان آمده ایم! چه نفرت انگیز است دین تان! چه نفرت انگیز است حکومت تان! چه ایران برباد ده است فرهنگ شومتان! نفرت بر شما که از این اب و خاک خورده اید و به نابودی اش چنین خونبار حکومت برپا کرده اید!

گیل آوایی

July 8, 2011

Related Link: http://tinyurl.com/3ovdvkn

Advertisements
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: