بایگانی

Archive for فوریه 2011

یک فریاد: محارب با کی! چی! چه پشمی چه کشکی!؟

فوریه 28, 2011 بیان دیدگاه

گیل آوایی

چرا چرت می گویید! چرا خودتان را بخریت زده اید!؟ چرا به چیزی که خودتان می گویید، ذره ای نمی اندیشید!؟ تا کی می خواهید از هرچه عقل و منطق و اندیشه بگریزید. خریت تا کی!؟
قصد توهینی در کار نیست. عملکردتان، وجودتان و فکر و فرهنگتان همین است. گفتن حقیقت ِ وجودی تان توهین نیست. هشدار بخودتان است. خوتانید که جز همین زبان، زبان دیگری نمی فهمید! گواه آن فرهنگ گفتاری، رفتاری تان است چنین می گویم و می نویسم تا هشدار را دریابید تا بدانید که هیچید! حقیرید! و از همین حفارت تان است که به معنی واقعی کلمه خودتان را به خریت زده اید. توهینی اگر این میان برداشت شود، توهین به خود خر است! کشتارها تا کی!؟ قتل و غارت تا کی!؟ یک ملت و یک مملکت را بزور با سیاهترین سرکوبها به گروگان گرفته اید. قدرت در دستتان هرچه که باشد، فرو خواهد ریخت. فرو می ریزیمش. تاریخ ما بهترین گواه این گفتمان است. خودتان را به خریت تاسفباری زده اید به هیبت انسان نمایانی که در دریای خون یک ملت راه برون رفت می جویید. آنهمه کشتید! چه شد!؟ بیچاره ها از بازرگان به احمدی نژاد ِ ابله رسیده اید! از طالقانی و منتظری به لاریجانی و مشتی چاپلوس ِ حقیر رسیده اید! از خمینی ِ قاتل به خامنه لمپن رسیده اید. کشتارها تا کی!؟ مگر نه اینکه خلخالی جنایتکار را به جان فرزندان این آب و خاک انداختید و این بیمار مالیخولیایی که هر چه نابدتری به روح خبیسش باد!، هرچه توانست کشت. اعدام کرد. آعدامهای فله ای! اعدامهای کور! اعدامهای بر پایه ی همین فتواهای هولناک! اعدامهای صاحب زمانی که نفرین و نفرت بر او باد با جمکران بلاهت بارش! مگر اعدامهای خیابانی همین جنایتکار یادتان نیست!؟ نه از اعتراض سیاسی کم شد و نه از اعتیاد و معتاد!
مزدور پروراندید! واجبی خوراندید! خودی و غیر خودی کردید، بلاهت صاحب زمانی تان بیشتر شد و جنایتبار انه تر کشتید و واجبی خوراندید! نگاه کنید از آنهمه که منبر و مناره افراشتید به کجا رسیده اید! این همان ریاکاری اسلامی و تقیه کردن اسلامی و فریبکاری اسلامی و تقوا و رستگاری تان است که به چنین ذلت و ریا و جنایت رسیده اید. حتی به مادر و خواهر خودتان رحم نمی کنید! یادتان هست که کمونیستها را به چنین خوی غیرانسانی متهم می کردید!؟ این همان اراجیف بافی های دیروزتان است که در عمل از خود شما بیرون زده است! این همان جهنم و بهشت مزخرفتان است که خودتان تفسیر و تعریف می کردید و وعده می دادید! بیچاره ها! هیچ چاره ای مقابلتان نیست جز به منجلاب متعفن همان اسلامتان گور شوید!
خریت تا کی!؟ حماقت تاکی! شیشه عمر شوم تان شکسته شده است! چرا از این واقعیت آشکار می گریزید. با کشتار نمی توانید بر سر قدرت بمانید. تنها دست آورد این کشتارهاتان سخت تر شدن کار تلاشگران حقوق بشر در دفاع از شما جانیان در فردای انسانی ایرانِ من است.
خودتان را به خریت زده اید و اراجیفتان باورتان شده است.  خیال مالیخولیایی تان است که با انکار واقعیت، با انکار حقیقت، آن را بدلخواهتان تغییر می دهید! چقدر حقیرید! چقدر ابلهید! مگر با سه دهه کشتار توانستید تغییر دهید!؟ مگر توانستید یک لحظه، حتی یک لحظه از کابوس سرنگونی خلاص شوید!؟ خودتان را نفریبید! همیشه در کابوس بسر برده اید! گواه این کابوس همان بس که حتی از گور یک شاعر می ترسید! از یک وبلاگ نویس هراس دارید! حتی از یک خبرنگار ِ خود پروریده، سرنگونی تان را می بینید! حتی از وزیر و وکیل و رئیس حکومت نحستان می هراسید! بیچاره ها از کدام اسلام، از کدام محمد، از کدام قران می گویید! که ننگ و حقارت و ریاکاری تان پرده از رسوایی آنهمه تناقض و فریب  تاریخی بر نکشیده باشد! شماها مرده اید! پیش از آنکه کشته شده باشید! شماها در گورتان سیر می کنید پیش از آنکه در گورتان کرده باشند!
همه اینکه بر سر این ملت و این مملکت آوار می کنید، تعفن اسلامتان، تعفن باور و فرهنگ جنایتکارانه تان است.
یک مشت لمپن، یک مشت بی ریشه، یک مشت دزد، به دار و ندار یک ملت و یک مملکت چنگ انداخته اید و برای حفظ همین غارت و دزدی دست به هر جنایت و ریاکاری می زنید حتی به الله و قرآن و محمدتان هم رحم نکرده و نمی کنید! دزدید، ریاکارید! ابلهید! ابلهانی که برای ریاکاری و جنایت زیرکید وهمین اساس کابوس و سرنگونی تان است!شما گور دینی خودتان را افریده اید! بدست خودتان تعفن تفکرتان را نمایانده اید!
به گواه تاریخ، شماها نمی مانید! به گواه تاریخ به گور خواهید رفت! یا همچون بن علی  یا همچون صدام و قذافی! اما وای آن روز که تاوان اینهمه جنایت از شما ستانده شود!

گیل آوایی
هشت اسفند 1389

تحریم فرمانده بسیج و دادستان تهران توسط آمریکا

فوریه 26, 2011 بیان دیدگاه

DigitalOutreachTeam | Feb 25, 2011

گزیده هایی از نشست توجیهی وزارت امور خارجه آمریکا پیرامون تحریم‬ دادستان کل تهران و فرماندۀ بسیج به علت نقض حقوق بشر

خانواده‌ها در مقابل زندان اوین

فوریه 26, 2011 بیان دیدگاه

CFPPI2009 | Feb 25, 2011

شیوا محبوبی: درهای زندان را بشکنیم، زندانیان سیاسی را آزاد کنیم
خانواده ها معترض درمقابل زندان اوین جمع شدند. خانواده ها کیوسک های مقابل زندان را شکستند و سربازان به داخل زندان فرارکردند. ٣٠ تا ٤٠ تفر از معترضین به داخل زندان هجوم بردند اما مزدوران در زندان را بسته آنها را دستگیر کردند و بعد از آن حدود ٤٠٠ تفر در مقابل زندان تجمع کردند.  کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی

شيوا محبوبى – خاطرات زندان

فوریه 23, 2011 بیان دیدگاه
CFPPI2009 | February 01, 2011 
جمهورى اسلامى بهترين سالهاى زندگيم را از من گرفت۔

پيروزي ازآن كساني است كه در برابر دژخيم ايستادگي ميكنند! روز اول اسفند ، سقوط ديكتاتوري را به عيان ديديم

فوریه 22, 2011 بیان دیدگاه
من از زندان نمي ترسم كه همچون خانه ام زيباست
من از افعي نمي ترسم كه حرفش تلخ و بي معنا است
من از اين ره نمي ترسم كه پايانش سبك باليست
من از ”تـــــــــــــــــــرس”  مي ترسم
كه جانم را كشد آني
هزاران آرزويم را بسوزاند به آساني
گهي زندان ،‌گهي غربت ، گهي افعي و گه آتش
هزاران بدتر از مرگ است
سرود ترس بي معني….
هموطنان، دانشجويان دلاور دستمريزاد به ايستادگي و پايداري شما ، امروز شما ديكتاتور را به استيصال كشانديد!  
روز اول اسفند مداري جديد در مسير پيروزي را در نورديديم، مسيري پر از افتخار، ايستادگي در برابر ظالم و پايداري در برابر گاز اشك آور و باتوم و حملات موتورسواران بسيجي و حتي تير مستقيم سركوبگران ددمنش. در اين روز خون شهداي روز 25 بهمن را به خوبي پاس داشتيم و روح آنان را با مقاومت خويش شاد نموديم.  وقتي كه جوانان فرياد ميزدند : ” سيدعلي كم آورده ، شهيد ما رو برده” /  بسيجي بي غيرت ، ول كن شهيد ملت و….  اينبار ، نظام فاشيستي ماكزيمم توان خود را براي سركوبي بكار گرفت: به دستور شخص خامنه اي ، ستادي بنام ستاد مقابله تشكيل دادند. سپاه پاسداران بيش از 50.000 نفر را از بسيج و سپاه از ساير شهرها در همه مراكز و خيابانهاي اصلي متمركز كرد. به دليل آنكه لباس شخصي ها و سانديس خورها از تهاجم جوانان غيور در وحشت بودند مجبور شد كه 800كماندوي شهري از نيروهاي تروريستي قدس را به كار گمارد. همچنين مجبور شد از مزدوران حزب الله لبنان  1500 نفر را براي اين منظور گسيل دارد  چرا كه بسياري از نيروهاي سركوبگر داخلي در سپاه و بسي و … در مقابل عزم و استقامت زنان و مردانِِ شيراوژن دچار تزلزل شده و يا خانه نشيني اختيار كرده،  يا اينكه كلا از نظام فاشيستي تبري جسته اند

. نمونه ي اين واقعيت بيانيهي جمعي از پرسنل سپاه (رسول) ميباشد . آنها طي اطلاعيه اي نظام حاكم را نفي كرده و از آن فاصله گرفته اند، زيرا همانطور كه در بيانيه شان قيد كرده اند ، از گذشتگان و از ساير ديكتاتوري ها عبرت گرفته اند!   اينبار شاهد بوديم كه ماشين هاي آبپاش، گازهاي فلفل و تهوع آور و گلوله هاي پلاستيكي و غير پلاستيكي و… هيچكدام نتوانست دواي  سرنگوني و تزلزل نظام پابگور باشد ، ما ايستاديم و مقاومت كرديم.  ما شاهد خشم زنان و مرداني بوديم كه به ديكتاتوري فاشيستي ”نـــــــــــه” گفتند و براي مقابله با سركوبي افسارگسيخته ي حاكمان زر و زور و تزوير،  تجمعات خود را  شجاعانه و هوشيارانه در دستجات چند صد نفره شكل ميدادند و به مجرد حمله مزدوران متفرق شده و دوباره در محل ديگر جمع ميشدند و شعار ميدادند …در مواردي كه مزدوران به سمت مردم حمله ور ميشدند ، جوانان نيز از خود دفاع كرده و به سمت آنها تهاجم ميكردند ، همين باعث رعب و وحشت سانديس خورها و نيروهاي سركوبگر ميشد و ترسان و مفتضح عقب نشيني ميكردند. حركتهاي اعتراضي و تجمعات با وجود نيروهاي سركوبگر كه سراپا مسلح بودند تا پاسي از شب ادامه داشت ، در حالي كه در تهران باران مي باريد،  ولي نه سرماي هوا و نه حملات مزدوران وحشي خامنه اي هيچكدام عزم جوانان را سست نكرد ، ما تصميم گرفته ايم كه نظام ظالم را نابود كنيم و اين با اراده و غيرت تك تك ما ميسر خواهد شد. ويژگي اين تظاهرات اين بود كه به رغم ا ينهمه وحشي گري از جانب سگان هار خامنه اي ، ايستادگي جوانان و ساير هموطنان طوري بود كه  هر بيننده اي احساس افتخار  و سرفرازي ميكرد و گويي كه همه زنان و مردان سر ترس را به سنگ كوبيده بودند. يك بار ديگر به اين واقعيت پي برديم كه بر خلاف سخنان برخي از دوستان صادق و يا دشمنان ناصادق ، ملت ايران نه ترسو هستند، نه ناآگاه و نه به فكر منافع خود  و پي برديم كه ما دانشجويان و روشنفكران جامعه ، بايد كليد اين تجمعات را  پر قدرتتر از قبل ميزديم. چرا كه اگر ما برخيزيم ملت ايران هم در حمايت از ما برخواهد خاست. آري بذر مقاومت و ايستادگي كاشته شده است . اکنون برآنیم که این آتش ادامه و استمرار و گسترش یابد و نه تنها خاموش نشود ، بلكه گدازان تر گردد. هدف ما در گام اول درهم شکستن زنجیرها و پرواز از قفس ولايت فقيه است. اين  یک آزمایش تاریخی، براي ملت ايران و نسل سوم خواهد بود.  شرايط منطقه اي ، داخلي ، بين المللي كاملا مهيا است و ما ميتوانيم با ضربات قاطع و مستمر به پيروزي برسيم.  در هر تجمعي بايد زمان بعدي را نيز اعلام كنيم، قرار بعدي ما سوم و پنجم اسفند خواهد بود.  بايد ضربات مستمر و قاطع باشد تا پايه هاي لرزان نظام مفلوك هر چه زودتر فرو ريزد. زيرا كه تابوي ولايت درهم شكسته ، اعدامهاي افسارگسيخته ي زندانيان سياسي بي نتيجه مانده و از قضا باعث خروش بيشتر مردم بجان آمده  شده است و خون جوشان شهداي زنداني سياسي كه در ماه بهمن به دار آويخته شدند ، به گل نشسته . وضعيت نظام به قدري متزلزل شده كه حتي نميتواند اعلام كند كه به قول خودش 2 نفر از فتنه گران و شورشگران را در تظاهرات اعتراضي 25 بهمن به قتل رسانده است.  به همين دليل اعلام ميكند كه مجاهدين آنها را كشته اند و شهيد ما (صانع ژاله ) را بسيجي مي نامند!! تا بدين ترتيب شايد از خشم ملت به جان آمده و فشارهاي جامعه بين المللي در امان بمانند. البته اين دروغ بزرگ ،  قبل از آنكه حاصل  ريا و تزويري كه ويژگي نظام ديكتاتوري مذهبيست ، باشد ، به علت ترس و وحشت او از جامعه بين المللي و مردم ايران است. پس بايد شرايط را بر ديكتاتور سختتر و تنگ تر كنيم، اين مقدور نيست بجز آنكه حركتهاي اعتراضي را شدت ببخشيم، بايد مزدوران و دولت غاصب را خسته و فرسوده كرد تا بتوان ضربه كاري و نهايي را بر پيكر فرتوت ديكتاتور فرود آورد و اين مقدور نيست بجز تجمعات و اعتراضات پي در پي. به همين دليل روز سوم و چهارم اسفند درساعت 3 بعد از ظهر در همين مكانها به خيابانها ميآييم و باز هم فرياد آزادي سر خواهيم داد . در اين روز در حمايت از زندانيان سياسي و براي رهايي خواهران و برادرانمان از چنگال دژخيم دست به اعتراض خواهيم زد . قرار بعدي روز سوم و چهارم اسفند ساعت 3 بعد از ظهر  

ما دليرانه با تاريکي شب تاخته ايم
طرح نابودي شب تا سحر انداخته ايم
جان به کف، پاي به ره، شعله کشان، دوش به دوش
مشت افشان علم عشق بر افراخته ايم
جمعي از دانشجويان و اساتيد دانشگاههاي تهران
دوم اسفند 89


ایران: انجمن ملی جوانان آزادیخواه ایران بنیان گذاری شد

فوریه 21, 2011 بیان دیدگاه
ما جوانان ایران زمین با هم اتحاد کامل داریم و آماده به حرکت در آوردن درفش کاویانی و تاخنن دوباره اسب رستم فرخ زاد برای باز پس گرفتن میهنمان از متجاوزین حاکم بر کشور هستیم. باشد که جهانیان بدانند که جوانان ایران زمین از حاکمیت دین و خرافات در کشور خسته شده اند و امروزه از اصلاحطلبی هم گذشته اند و به جنبش کامل تری برای رسیدن به دموکراسی غیر دینی رسیده اند.

این انجمن ملی که در داخل ایران، در پی مخالفتهای چندین ساله ایرانیان، بوجود آمده است امروز اعلام موجودیت کرده و مانیفست آن بشرح زیر میباشد: مانیفست انجمن ملی جوانان آزادیخواه ایران

انجمن ملی جوانان آزادیخواه ایران بنیان گذاری شد. این انجمن، که از جوانان ایران زمین تشکیل یافته است، فعالیت خود را در درون کشور آغاز میکند و برای رسیدن مردم ایران به آزادی، برابری و دموکراسی تمام تلاش و کوشش خود را خواهد کرد. این انجمن برای بازگشت ارزش های مدنی و انسانی ایرانی، که ریشه در تاریخ پر از گهر این کشور دارند، آماده فعالیت در زمینه های سیاسی، فرهنگی، هنری و اجتماعی میباشد. ارزش ها و هدفهای این انجمن به شرح زیر میباشنددستیابی به آزادی اندیشه وبیان و تضمین آزادی هر دین و آیینی در کشور, جدایی دین از سیاست و پاک کردن مذهب رسمی در ایران, انحلال حکومت دینی و بنیان گذاری حکومتی دموکرات و قانونمند که ریشه در احترام به حقوق شهروندان داشته باشد. برابری کامل میان بانوان و آقایان ایرانی. هیچ بانویی در ایران نباید حقوقش کمتر از آقایان داشته باشد. حذف کامل حقوق جزایی و مدنی اسلامی و بازنویسی حقوق مدنی ایرانی. آزادی در پوشش بانوان و آزادی جوانان برای ابراز شادی و خوشحالی در همه نقاط کشور. تشکیل هیئت موسسان برای بنیان گذاری حکومتی نو و دمکرات.

انجمن ما از درون ایران زمین به پا خاسته است تا بتواند با هم میهنان خود در داخل و خارج از کشور در تماس باشد و همچنین میخواهد که به جهانیان دست دوستی بدهد و از آنها برای پیروزی مردم ایران در برابر خودکامگی دینی ونظامی در ایران درخواست پشتیبانی میکند. ما جوانان ایران زمین با هم اتحاد کامل داریم و آماده به حرکت در آوردن درفش کاویانی و تاخنن دوباره اسب رستم فرخ زاد برای باز پس گرفتن میهنمان از متجاوزین حاکم بر کشور هستیم. باشد که جهانیان بدانند که جوانان ایران زمین از حاکمیت دین و خرافات در کشور خسته شده اند و امروزه از اصلاحطلبی هم گذشته اند و به جنبش کامل تری برای رسیدن به دموکراسی غیر دینی رسیده اند.

انجمن ملی جوانان آزادیخواه ایران برای ایران است و نه برای اسلام، برای دگرگونی است و نه اصلاحات، برای زیبایی هاست و نه برای زشتی ها، برای شادی است و نه برای افسردگی، برای عشق ورزیدن است و نه کینه توزی، برای حقوق بشر است و نه وحشی خوی، برای رنگ سرخ عشق است و نه رنگ سیاه و سبزاسلامی، چه صفوی باشد چه علوی.

این انجمن نمی خواهد دیگر در دام سیاستمداران اسلامی بیفتد. دیگر زمان آن رسیده است که شعارهای سیاسی اسلامی، که پدران ما را به گمراهی خودکامگی جمهوری اسلامی آیت الله روح الله خمینی رساند، از دهان جنبش آزادیخواهمان پاک شوند و روان آزاد اندیشی این جنبش در شعار ها و نمادهای آن هم هویدا شود.

رنگ ما سرخ است و شعارمان: استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی. پاینده باد ایران.

با سپاس از همگان تا پیام بعدی. درود بر ایرانیان و درود برآزادی.

انجمن ملی جوانان آزادیخواه ایران

دوم اسفند ۱۳۸۹

تهران،۲ اسفند – (آکی فارسی)

Link: http://parsdailynews.com/79380.htm

یکی از دیپلمات‌های بلند پایه سفارت ایران در ایتالیا از سمت خود استعفا کرده است

فوریه 20, 2011 بیان دیدگاه
BBC Persian – Feb 2011
گروه «کمپین سفارت سبز» خبر داده یکی از دیپلمات‌های بلند پایه سفارت ایران در ایتالیا در اعتراض به آن‌چه «ادامه سرکوب معترضان در ایران» خوانده، از سمت خود استعفا کرده است. در بیانیه این گروه گفته شده هنوز یک سال و نیم به پایان مأموریت احمد ملکی در ایتالیا مانده بوده است. در این بیانیه گفته شده استعفای آقای ملکی نشان می دهد حتی در بالای هرم قدرت ایران بسیاری از وضع موجود ناراضی اند

برگزاری تجمعات اعتراضی در شهرهای بزرگ ایران

فوریه 20, 2011 بیان دیدگاه
BBC Persian – Feb 20, 2011
امروز تهران و چند شهر دیگر ایران، صحنه تجمعهای اعتراض آمیز و برخورد نیروهای امنیتی با مخالفان دولت بود، در حدی که پلیس برای پراکندن تظاهرکنندگان از گاز اشک آور و شلیک هوایی استفاده کرد. تجمع ها با فراخوان شورای هماهنگی راه سبز امید، به مناسبت روز هفتم کشته شدگان ۲۵ بهمن شکل گرفته بود. به دلیل تدابیر امنیتی شدید و دشواری ارسال تصاویر از ایران از طریق اینترنت، هنوز نمیتوان از رخدادهای امروز تصویر کاملی ارائه کرد. این اعتراضها به کجا خواهد رفت و پیامدهایش چیست

ادامه تجمعات غیر متمرکز در تهران همزمان با تاریکی هوا

فوریه 20, 2011 بیان دیدگاه
BBC Persian – Feb 20, 2011
گزارشها از تهران حاکی از آن است که همزمان با تاریکی هوا، تجماعت غیر متمرکز اعتراضی در حال گسترش بوده است

یادی از محمد مختاری که در روز ۲۵ بهمن بدست دژخیمان رژیم خونخوار اسلامی جان باخت

فوریه 17, 2011 بیان دیدگاه

TheFreedom011 – Feb 16, 2011
آخوند های جنایت کار بگوش باشید که خواهد رسید آنروز که مردم ایران بخونخواهی کشتار جوانان ما شماها و ایادیتان را در خیابانها تکه و پاره کنند

ما می گوییم همه ی این حکومت لمپن است، شما چه می گویید؟

فوریه 17, 2011 بیان دیدگاه
گیل آوایی
از همان آغاز حکومت اسلامی، فرهنگی لمپنی با خرافه ها و برداشتهای مالیخولیایی از سیاست و فرهنگ و اقتصاد و جامعه،  از سوی رهبر خونخوارش خمینی گرفته تا امروز بر تمامی این حکومت حاکم بوده و هر چه از عمر نکبتبارش گذشته، فرهیختگان و جانهای شیفته در این آب و خاک، یا بر سر دار شدند یا خانه نشین یا ترور شدند یا به دست قاتلان صاحب زمانی با همین فرهنگ خونبار لمپنی به قتل رسیدند. ما گفتیم و فریاد کردیم اما به آیه و حدیث و لابه ی الله به مسلخ کشیده شدیم و به هزار انگ و برچسب ِمن درآوردی که هیچ جا و معنایی در فرهنگ ایرانی نداشته، مورد یورش لمپنهای خمینی منش، گرفتار آمدیم. امروز یعنی همین تاریخ همین ماه همین سال 1389که بیش از سه دهه از این حکومت «لمپن الله» می گذرد می بینیم که همان جوجه لمپن الله های نعره کش که در خیابانهای شهر با زوزه و لابه و ادای خاکی بودن در آوردن، تیغ بر هر نماد و نمود انسانی ِ جامعه ی ما کشیدند، رسیده اند به اینجایی که دیگر برای خودشان هم تره خرد نمی کنند! و این همان مشخصه ی تمام نمای لمپنیسم است که هر جا و هر شکل منافعشان ایجاب کند، هر چیز و هر باور و تقدسی را در آن راستا، تعریف و تفسیر می کنند. وقاحت بی شرمانه ی خامنه ای بعنوان رهبر همین لمپنیسم هار را ببینید چگونه روز روشن در مقابل چشم همه ی جهانیان دروغ می گوید و آفتاب را انکار می کند و این وقاحت وقتی به اوج زشتی اش می رسد که نواله گیران ِ به جاه و مقام رسیده یعنی همان لمپن الله های دیروز و امروز! وقاحت رهبرشان را می ستایند و تکرار می کنند. و بی شرمی این لمپن جانیان، وقتی به خون انسان آغشته می شود، انسان امروز وا می ماند از این همه وقاحت  و بی شرمی که یک ملت و مملت در چنبره ی خونبارش گرفتار آمده اند. این جانیان خود دشمن خودشان هستند و یک ملت انکارشان، اما بر پایه همان بلاهت لمپنی، چنین وا نمود می کنند که انکارِ آفتاب، درخشش حقیقت را لاپوشانی می کند
و پس باید که بر بلاهت و وقاحت زشت خود پا بفشارند تا شاید بر انکارشان فائق آیند! امروز در دنیایی زندگی می کنیم که بسیاری از تِرمها و نُرمها و تعاریف و مبانی فکری/سیاسی/اجتماعی تغییر کرده است. تحولات بگونه شتابناک پیش رفته که دیگر نه تنها پایه های فکری دینی با آن ساختار چنان ابلهانه و خرافه گونه، جایی برای نشو و نما ندارد بلکه بسیاری از پایه های فکری دیالکتیکی نیز با آن شناخت و بافت ِ پیشین کاربردش را از دست داده است به دیگر سخن نو زایی و نو باوری و پیوندهای تازه ی فرهنگی/ سیاسی/ اجتماعی، جای خود را در صفبندی های تازه باز کرده و هر روند سیاسی/ اجتماعی/ فرهنگی، ناگزیر از جاری شدن در این تازگی و تازه شدن است اگر که باید یا می خواهد بماند. با چنین دگرگونی های شگفت انگیز و نمادهای امروزین بینش و کنش و واکنش، لمپنیسم اسلامی از نوع آخوندهای چسبیده به دلار و نفت ِیک ملت، نه تنها مردنی و رفتی اند بلکه همان لمپنیسم هار و بلاهت اصلاح ناپذیرشان، گورشان را می کند و در زباله دانی بایسته شان پرت می کند ولی مشکل در اینجاست که چنین وقاحتی تا گورش را گم کند، فرزندان این آب و خاک تاوان خونبارش را می دهند و چنین به خاک و خون کشیده می شویم که حتی شاهد دزدی کشته شدگانمان هستیم بدست قاتلانی که چنین وقیحانه به  زشت ترین شکل آن پیکر بی جان فرزندانمان را می دزدند و از آن وسیله ای برای گذران نواله گیری شان می کنند. گفته بودیم، فراوان هم گفته بودیم که این جانیان مرده خورند و فرهنگی مرده خورانه دارند و باید هم از هر نماد قدرت و جامعه و فرهنگ دور بمانند اما سیه روزی ما تا بدانجا رسیده که همین جانیان بر جان و مال و سرنوشت یک ملت حکم می رانند و بجانمان رسانده اند. چه کسی در جهان امروز با چنین دگرگونی ها و باورها، حتی می تواند تصورش را بکند قاتل یا قاتلانی بخواهد یا بخواهند پیکر مقتول را بدزدد و بدزدند و با تهدید و زور و خون و خونباری حتی بازماندگانشان را به تایید خود وا دارند!؟ وقاحت از این زشت تر!؟ بلاهت از این سیاه تر!؟ براستی در حکومت اسلامی ِ خامنه ای یک نفر شرف و غیرت و شهامت آن را ندارد که بر این همه بلاهت و وقاحت خونبار قد علم کند و یقه ی آن رهبر جنایتکارش را بگیرد، یقه آن سردار سپاه، آن وزیر جاکش و آدمکش را بگیرد و بگوید که وقاحت و جنایتکاری و ریاکاری تا کجا!؟ حتی مرده دزدی!؟ برای ماندن!؟ برای توجیه جنایت!؟ حداقل به الله و قرآن و محمد و صاحب زمانی که خودتان ادعایش را می کنید که چنین ناروایی و ریاکاری را بقول خودتان بر نمی تابد و تقوا را می ستاید و باتقواترین را نزدیکترین به الله تان می داند، بر مردم ِبه خاک و خون کشیده روا می دارید!؟ بی شرمی و بی آبرویی و چسبیدن به قدرت به چه قیمت!؟ همه چیز را برای حکومت کردن، زیر پا نهادن!؟ خودتان هزاران بار نعره کشیده اید از قول حسین تان که اگر دین ندارید، آزاده باشید! آیا این همه وقاحت و ریاکاری و قتل و غارت و تجاوز و حتی دزدیدن پیکر بی جان مقتول هم، دینداری و آزادگی است!؟ امروز بخودتان نمی آیید. اینهمه خون می دهیم و باز هشدارتان می دهیم. می کشیدمان ، تجاوز می کنید، زندان می برید، روز روشن ریاکاری می کنید، رهبر سراپا وقیح تان را می نگرید که چگونه دروغ می گوید و نا حق را حق، دروغ را راست قالب می کند! وقاحت و بی شرمی تا کجا!؟ و این وقاحت و بی شرمی و لمپنیسم مالیخولیایی، دشمن اصلی حکومت اسلامی است نه ملتی که به انکار چنین بلاهت حاکم بر خواسته اندو برای زندگی انسانی و بایسته های انسانی میهن شان می کوشند. لمپن قاتلان اسلامی حقیر تر از آنند که دشمن بحساب آیند. از نگاه ملی ما ایرانیان، حکومت اسلامی زباله ایست که به هزاره ی پیشین تعلق دارد و از دل گور ِ تاریخی در یک انتحار هولناک سر بدر آورده اند. و اینهمه انکار از برای ریختن همین زباله ها به زباله دانی شان است که از آن آمده اند! اگر دنیای متمدن به حمایت از مردم بر می خیزیند نه به نشانه ی ناحق بودن مردم بلکه ناگزیری قدرت در دست مردم و ماندگاری مردم است در مقابل میرایی ِ لمپنسیم مالیخولیایی حکومت اسلامی! هرچه با وقاحت و بی شرمی دروغ بگویید و به دروغهایتان هورا بکشید هیچ تغییر در اصل ماجرا ندارد. زمان، زمان سرنگونی شما بی چرا زندگان است چه بخواهید چه نخواهید ملت از لمپن اللهی های اسلامی بجان آمدند و رساتر از هر وقت مرگ بر اصل ولایت فقیه را فریاد می کنند و نابودی دیکتاتور را به دیکتاتور تحمیل می کنند. و این سرنوشت هر حکومت استبدادی است. امروز می گوییم و آگاهی تان می دهیم بخودتان بیایید! فردای محاکمه ی همه ی شما، نگویید که نمی دانستید!؟
بهمن ماه 1389

اراجیف مسعود بهنود در مورد تظاهرات ۲۵ بهمن

فوریه 17, 2011 بیان دیدگاه
RasaTelevision – February 15, 2011
همه جوامع دو قطبی هستند مگر جامعه یک قطبی هم در عمل بطور مطلق داریم,  ولی قطب طرفدار دولت نشان داده شده که کمتر از ده درصد جامعه را تشکیل میدهد. سایر افراد این قطب از جامعه دوقطبی عمد تا ساندیس خوران هستند, مسعود بهنود که متاسفانه در دست دیگر باتوم و اسلحه دارند زور این قطب از جامعه دو قطبی را به کفه سنگین ترازو تبدیل میکند

تظاهرات ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ در تهران

فوریه 14, 2011 بیان دیدگاه
جمعیت معترض حرکت خود را از میدان انقلاب به سمت خیابان آزادی ادامه می‌دهد. گروه بزرگی از مردم به هم پیوسته‌اند و شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر می‌دهند شعاری که به شعار غالب مردم در این روز تبدیل شد. صحنه به هم پیوستن مردم در وسط خیابان، نشانه‌های پیروزی که نشان می‌دهند، تا حدودی یاد آور تظاهرات ۲۵ خرداد در روزهای پس از انتخابات ۸۸ است. هرچند که برخی از همکاران آن را با عاشورای تهران و یا روز قدس نیز مقایسه می‌کنند. شعارهای مردم در این روز، بدون اشاره به تحولات این روزهای کشورهای مصر و تونس نبود. آن‌ها فریاد می‌زدند: «مرگ بر دیکتاتور چه با موتور چه با ش‌تر.» مرگ بر دیکتاتور چه قاهره چه تهران، «ایرانی می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد.» مردم همچنین بار‌ها وبار‌ها سرود یار دبستانی را خواندند. آنها بار‌ها «فریاد الله اکبر» و «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» و «یا حسین میر حسین» را در این روز سر دادند. همچنین از نیروی انتظامی در خواست حمایت می‌کردند: «نیروی انتظامی حمایت، حمایت». غافلگیری نیروهای گارد ویژه و افسردگی نیروهای امنیتی. از‌‌ همان ابتدای حرکت مردم نیروهای گارد ویژه مستقر در میدان انقلاب با بلندگوی دستی به مردم هشدار می‌دانند که متفرق شوند و گرنه با آن‌ها برخورد خواهند کرد. اما دقیقه‌ها می‌گذشت و هر لحظه بر موج جمعیت افزوده می‌شد. خیلی از معترضان بر این نکته تاکید می‌کردند که نیروهای گارد ویژه از دیدن جمعیت زیاد مردم غافلگیر شده‌اند و سرعت عمل لازم را برای ایجاد ترس و رعبی که قصد دارند در دل مردم ایجاد و آن‌ها را متفرق کنند، ندارند. جمعیت معترض به حوالی خیابان نواب رسیده که نیروهای گارد ویژه با ضربات باتوم به مردم حمله ور می‌شوند و مردم را به هر گوشه‌ای می‌رانند. قصد آن‌ها از این کار تنها متفرق کردن مردم و یکپارچه نشدن جمعیت است تا مردم نتوانند به میدان آزادی برسند.

 حضور نیروهای امنیتی و لباس شخصی نیز در این روز بسیار پر رنگ است، آن‌ها با چهره‌های افسرده مردم را تماشا می‌کردند و در بیسیم‌‌هایشان پچ پچ می‌کردند. اغلب مردم معتقد بودند که آن‌ها هرگزانتظار دیدن چنین جمعیتی را نداشته‌اند. برخورد تا حدی مناسب نیروی انتظامی با مردم. هر چند ماموران نیروی انتظامی در هر چهار راه و نقطه شهر با باتوم‌هایشان ایستاده‌اند اما در سرکوب مردم نقش چندانی نداشتند و تنها با جملاتی مانند زود‌تر حرکت کنید به مردم فرمان حرکت می‌دادند. خیلی اوقات معترضان رو به آن‌ها انتقاد می‌کردند و یا حتی بر سرشان داد و فریاد می‌کردند که چرا بااین دولت مردم فریب همچنان همکاری می‌کنید؟ اما ماموران نیروی انتظامی برخورد خشنی با آن‌ها نمی‌کردند. در چند مورد حتی آن‌ها به مردم هشدار دادند که نیروهای گارد ویژه قصد حمله ور شدن به آن‌ها را دارند و بهتر است زود‌تر از آن منطقه دور شوند. هر چند در برخی نقاط تهران هم گزارش شده است که نیروی انتظامی نیز به ویژه در ساعات پایانی تظاهرات به مردم حمله ور شده‌اند. حضور پررنگ لباس شخصی‌ها، نیروهای بسیج و گارد ویژه ضد شورش. گلوله‌های پلاستیکی، شوکر و گاز فلفل. در این روز هم مانند دیگر تجمع‌های اعتراضی پس از انتخابات حضور نیروهای لباس شخصی، بسیج و گارد ویژه بسیار پررنگ است. نیروهای بسیج با چماق و سوار بر موتور و اغلب با پرچم‌هایی که در دست داشتند بین مردم حرکت می‌کنند و با چماق‌ها و شوکرهایی که در دست دارند، سعی بر متفرق کردن مردم دارند. استفاده از شوکر در این روز بین نیروهای بسیج برای متفرق کردن مردم بسیار زیاد است. و البته بچه های ده دوازده ساله ای که باتوم به دستشان داده بودند. شلیک گلوله‌های رنگی (پین بال) هم یکی از روشهای رایج این روز برای متفرق کردن جمعیت بود گلوله‌های رنگی که معترضان را نشان دار و با صدایی که تولید می‌کند به منظور ایجاد رعب و وحشت به کار می‌رود. برخی از معترضان که در اتوبوس‌های شرکت واحد هم شعار می‌دادند توسط همین گلوله‌ها و شلیک به داخل اتوبوس‌ها مجبور به سکوت می‌شدند. ضربات باتوم در این روز بار‌ها و بار‌ها بر سر و روی معترضان فرود آمد. کشاندن مردم به خیا بان‌های فرعی و کوچه‌های بن بست. استراتژی اصلی نیروهای گارد ویژه امروز، ۲۵ بهمن، جلوگیر ی از اتصال مردم به یکدیگر بود، آن‌ها جمعیت معترض را که از سمت میدان انقلاب به سمت آزادی حرکت می‌کردند، بار‌ها و بار‌ها با همین شیوه و کشاندن به خیابانهای فرعی و شلیک گاز فلفل و اشک آور متفرق می‌کردند. مردم که به خیابانهای فرعی می‌رسیدند اغلب از شلیک گاز فلفل به سرفه امی افتادند و مجبور بودند در این کوچه‌ها آتش روشن کنند و یا سیگاری آتش بزنند تا از سوزش شدید چشم‌ها، گلو و پوست صورتشان جلوگیری کنند. تعدادی از معترضان هم با در دست داشتن سرکه و بوییدن آن به مقابله با گاز اشک آور می‌رفتند و یا هرجور شده به یکدیگر کمک می‌کردند تا اثرات این گاز را هر چه کمتر کنند. حضور همه اقشار در راه پیمایی ۲۵ بهمن آنچه بیش از هر چیز در جمعیت معترضان جلب توجه می‌کرد، حضور همه گرو ه‌های سنی و طبقاتی بود. زنان و مردان مسن و می‌انسال در کنار جوانان در این راه پیمایی حاضر شده بودند. همچنین حضور زنان باز هم مثل دیگر تجمع‌های اعتراضی پس از انتخابات بسیار چشمگیر بود. زنان خانه دار زیادی را در جمعیت معترض می‌دیدی که با مهربانی‌های مادرانه از جوانان حمایت می‌کردند. تعطیلی ایستگاه‌های مرکزی مترو با اینکه ماموران امنیتی و گارد ویژه بار‌ها به مردم می‌گفتند که نقاط مرکزی شهر را ترک کنند، اما ایستگاه‌های اصلی مترو بسته بودند و وقتی مردم به سمت ایستگاه‌های مترو می‌رفتند، با درهای بسته مواجه می‌شدند. یکی از ماموران امنیتی رو به مردم گفت «: شهرداری دستور بسته شدن مترو را داده است.» اما مردم معتقد بودند که ماموران امنیتی از ترس اینکه مردم در مترو هم به اعتراض ادامه داده و شعار سر دهند ایستگاه‌ها را تعطیل کرده‌اند. تظاهرات نه فقط در انقلاب. با وجودی که میرحسین موسوی و مهدی کروبی در فراخوان خود مسیر تظاهرات ۲۵ بهمن را از میدان امام حسین تا ازادی اعلام کرده بودند امروز در چند منطقه دیگر از جمله میدان صادقیه، پونک و… تظاهرات گسترده‌ای برگزار شد. منابع موثق حضور مردم را بویژه در میدان صادقیه بسیار پرشمار ذکر کرده‌اند. مردم در این مناطق نیر علیه دیکتاتوری شعار دادند. در این مناطق نیز گارد ویژه مردم را مورد حمله قرار داد.
حاشیه‌ها 
* برخی از مردم معترض می‌گفتند که از ساعت ۱۱ صبح در خیابان‌ها پرسه می‌زدند و منتظر برگزاری تظاهرات بوده‌اند
* خیلی‌ها هم به شوخی در این روز می‌گفتند که باید خودمان را به میدان تحریر برسانیم که البته منظورشان‌‌ همان میدان آزادی بود که به خاطر تحولات مهم مصر مدام به زبانشان می‌آمد. مردم مصر روز‌ها در میدان تحریر این کشور دست به اعتراض زدند
*خیلی از معترضان از تجربه‌هایی که از شرکت در دیگر تجمع‌های اعتراضی به دست آورده بودند در این روز سخن می‌گفتند. در محدوده خیابان نواب یکی از معترضان روبه دیگران به شوخی گفت: می‌بینم کسی در این جمع نیست که حتی یک تجمع اعتراضی را هم از دست داده باشد.
* تعدادی از معترضان در این روز با موبایل‌ها‌هایشان مدام در حال فیلم برداری و عکسبرداری بودند و دیگران هم مواظب بودند تا کسانی که فیلم می‌گیرند توسط نیروهای امنیتی دستگیر نشوند.
*استفاده از شال سبز، مچ بندهای سبز و نماد وی در میان معترضان همچنان رایج بود.
* تعداد زیادی از معترضان در این روز می‌گفتند که از روز‌ها پیش برای این تظاهرات برنامه ریزی کرده‌اند.
* خیلی‌ها هم می‌گفتند دولت می‌گوید، جنبش سبز مرده است عجب مرده سرزنده‌ای می‌بینیم.
* بوق‌های ممتد از سوی معترضانی که سوار بر خودردوهای شخصیشان بودند، برای حمایت از دیگر معترضان که در خیابان بودند بار‌ها بار‌ها انجام شد.
* در این روز همچنین در خانه بسیاری از شهروندان به روی معترضان باز بود تا آنان هنگام خطر خود را به این خانه‌ها برسانند
* تمامی تلفن‌های همراه در خیایان انقلاب حدفاصل میدان انقلاب تا آزادی و خیابان‌های منتهی به آن قطع شده بود.
* تجمع‌های پراکنده مردم در تهران تا ساعت نه شب نیز گزارش شده است.
* برخی از منابع از بازداشت چند ده نفر از معرتضان در خیابان‌های خبر داده‌اند. 
*دانشجویان دانشگاههای تهران، امیرکبیر و شریف با تجمع در مقابل دانشگاه‌های خود به تظاهرات مردم در خیایان انقلاب پیوستند

TEHRAN: کتک خوردن یک بسیجی‌ ۲۵ بهمن Feb 14, 2011

فوریه 14, 2011 بیان دیدگاه
TEHRRAN

February 14, 2011 – Protesters Beat Up a Basiji. Location: Tehran, Iran
کتک خوردن یک بسیجی‌ ۲۵ بهمن

تظاهرات ۲۵ بهمن میلیونی شد

فوریه 14, 2011 بیان دیدگاه
sarbazanvatan – February 14, 2011

جمعیت میلیونی در تهران// تهران صحنه مقاومت قهرمانانه در برابر مزدوران کودتا